محمد تقي جعفري

35

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

محدود و توجيه شدهء قبلى اراءه نموده‌اند . آن دو شخصيّت اوّلى ( اشتاين بك و همينگوى ) با مقدارى از مفاهيم سر و كار داشته‌اند كه تطبيق آنها بر همهء استعدادها و ابعاد انسانى يا ناشى از محدوديّت اطَّلاعات تطبيق كننده است و يا از مشاهدهء دلائل اثبات كنندهء غرضهاى شخصى خود در نوشته‌هاى آنان . پس بايد امثال لاك را از مغرب زمينىها در نظر گرفت كه مىگويند تا حدودى بر مبناى اصل و قانون و منطق در بارهء تربيت كه به فعليّت آورندهء استعدادهاى علَّت پذير است ، انديشيده‌اند . با اين حال ، حتّى نوعى محدوديّت فكرى در لاك مىبينيم كه در بارهء او گفته شده است : « لاك يكى از مهمّترين متفكَّران عالم بشريست . » ( 1 ) در بارهء طرز تفكَّر او گفته شده است : « طبقات پائين - هنگامى كه لاك از تربيت طبقات پائين صحبت مىكند ، از خود كوته بينى نشان مىدهد . او طرفدار طرحى است كه كودكان خانواده‌هاى فقير را از والدينشان جدا سازد و ايشان را از سه تا چهارده سالگى در مدرسه‌هاى كار ، تربيت كند و معتقد است كه سود اين طرح در بهرهء اقتصادى آن است ، زيرا كودكان با انضباط بار مىآيند و تبهكار نمىشوند . به آنان بايد صنايع دستى ياد داده شود و به امساك و كار سخت خو داده شوند و تربيت اخلاقى ايشان بايد طبق احكام انجيل به عمل آيد . در اين حال مادران اين كودكان هم وقت كافى براى تلاش معاش خواهند داشت . لاك طرفدار تربيت علمى براى فقيران نيست . . . » ( 2 ) قطعى است كه اگر لاك بعد الهى انسانها را در نظر مىداشت هرگز چنين حكم ظالمانه اى در بارهء انسانها نمىكرد . بطور كلَّى هر متفكَّرى كه در تعليم و تربيت انسانها فقط يك يا چند بعد مانند اقتصاد را منظور نمايد ، قطعا او انسان را نمىشناسد و توجّه به بعد ماوراى طبيعى الهى انسان است كه استعدادهاى او را بالاتر از محدوديّتهاى محسوس ناشى از قالب گيرىهاى محيطى و فرهنگى مىبرد و تفاوتى هم ميان افراد انسان قائل نمىشود . امير المؤمنين عليه السّلام در مواردى از سخنان مباركشان توفيق ربّانى را مطرح نموده‌اند از آن جمله :

--> ( 1 ) تاريخ فلسفهء تربيتى تأليف فردريك ماير ترجمهء آقاى على اصغر فيّاض ج 1 ص 292 . ( 2 ) تاريخ فلسفهء تربيتى تأليف فردريك ماير ترجمهء آقاى على اصغر فيّاض ج 1 ص 298 .