محمد تقي جعفري
33
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
توئى سازندهء رشد و كمال ، اى سازندهء انسانها . توئى عطا كنندهء فيض توفيق براى تولَّد دومين بار ، اى هستى بخش كلّ كائنات . اى خداى هستى ، نخستين انبساط دهندهء وجود آدميان از كلمهء « باش » ( كن ) لطف ربّانى تو بوده است . آنان در انتظار فيض انبساط دوماند كه از توفيق الهى تو بوجود مىآيد . هيچ معلَّم و مربّى هر اندازه هم داراى معلومات و تجارب فراوان در بارهء انسان بوده باشد ، توانائى شناخت همه جانبهء انسان را نخواهد داشت ، زيرا معلَّمان و مربّيان با اين كه هر يك از تعليم اسماء برخوردارند و با اين كه هر يك از آنها داراى همان عالم اكبر ( جهان بزرگتر ) در درونند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است ( 1 ) ، با اين حال آنان همگى از ديدگاههاى محدودى ، ابعاد محدودى از انسانها را [ مخصوصا از زمانى كه دانشها تجزيه شدهاند و هر يك از آنها بررسى بعدى محدود را به عهده گرفته است ] مطرح مىنمايند . ممكن است كسى در اين مورد اعتراض كرده و بگويد : . . . بالاخره بنا به همين اصل محدوديّت كه مطرح شد ، هيچ معلَّم و مربّى توانائى آگاهى به همهء ابعاد و استعدادهاى انسانى نداشته و قدرت ساختن آنها را نخواهد داشت ، در نتيجه راه همان خواهد بود كه كاروان تعليم و تربيت تا كنون در پيش گرفته است . پاسخ اين اعتراض ، پس از اعتراف به اهمّيّت آن ، همان است كه بزرگترين معلَّم و مربّى انسانيّت پس از رسول اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بيان فرموده است كه بايد از خدا استعانت نمائيم و از او توفيق بخواهيم . درك معناى اين جمله بدون فهم معناى استعانت از خدا امكان پذير نيست . ما موضوعهائى را كه ممكن است براى توضيح معناى استعانت مفيد باشد ، يادآور مىشويم :
--> ( 1 ) بيت زير منسوب به امير المؤمنين عليه السّلام است كه فرمود : اتزعم انّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الاكبر ( آيا گمان مىبرى كه تو يك جرم كوچك هستى ، در حالى كه جهان بزرگترى در درون تو پيچيده است )