محمد تقي جعفري

297

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نه شبم ، نه شب پرستم كه حديث خواب گويم چو غلام آفتابم همه ز آفتاب گويم گر هلالم ، گر بلالم مىدوم مقتدى بر آفتابت مىشوم در آن هنگام كه واقعيّتى پس از گذشت زمانى در پشت پردهء جهل ، براى شما آشكار و معلوم مىگردد ، يعنى شما به آن واقعيّت علم پيدا مىكنيد ، به درون خود توجّه كنيد . اگر اين توجّه شما جدّى باشد ، احساس خواهيد كرد كه گمشده اى را پيدا كرده‌ايد ، نه اين كه يك شيء اضافى را بدست آورده‌ايد . و پس از پيدا كردن علم به يك واقعيّتى وقتى كه آن علم را از دست داديد ، مثلا واقعيّت معلوم را فراموش كرديد ، يا كشف شد كه علم شما از اوّل مخالف واقع بود ، احساس خواهيد كرد كه چيزى از موجوديّت شما سلب شده است ، نه اين كه يك چيز اضافى را از دست داده‌ايد . اين دو احساس حقيقى از يك مطلب فوق العاده با اهمّيّت بما خبر مىدهند كه عبارتست از : آن روح با عظمتى كه در انسان دميده شده است ، بذر آگاهى و معرفت به همهء اشياء در نهاد آن كاشته شده است ، لذا اگر بيك واقعيّتى علم پيدا كند ، در حقيقت آن بذر كاشته شده است كه روييده است و جزئى از ذات خود را بارور كرده است و اگر انسان به جهل خود ادامه بدهد يا پس از بدست آوردن علم بيك واقعيّتى آن را فراموش كند يا خلاف واقع بودن آن ، بر وى آشكار شود ، در حقيقت آن بذر كاشته شده است كه پوسيده است ، نه اين كه چيز اضافى را از دست داده باشد . سپس امير المؤمنين عليه السّلام با حالت ملكوتى نيايش به خدا عرض مىكند : [ بار الها ] آن پيامبر گرامى ، امين و مأمون تست . در آيات قرآنى اين مضمون با اشكالى مختلف در موارد متعدّد آمده است باضافهء دليل قطعى عقلى كه مىگويد : احتمال كمترين خطا و خيانت در امر رسالت ، مانع از پذيرش رسالت آن صادق و مصدّق مىباشد . از جملهء مواردى كه خداوند متعال بر امانت پيامبر تصريح فرموده است ، آيه ايست كه مىفرمايد : * ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) * . ( 1 )

--> ( 1 ) النّجم آيات 3 و 4 .