محمد تقي جعفري

262

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بوده باشد . گوينده بگفتهء خود ايمان داشته باشد و آن را از روى صدق و خلوص ابراز نمايد . گوينده خود را اوّلين و آگاه ترين شنونده محسوب بدارد . واقعيّت مطالب ابراز شده چنان صورت بگيرد كه گوئى ساعتى بعد ، بزرگترين متخصّصان آن مطالب او را محاكمه خواهند كرد . بطور كلَّىتر دقّت در مطالبى كه ابراز مىشود بايد با اهمّيّت تلقّى شود ، زيرا قطعى است هر حرفى كه از دهان خارج شده است ، بر مبناى نيّت و كارى كه روى آن انجام گرفته است مورد مؤاخذه و مسؤوليّت قرار خواهد گرفت . 2 - نهايت كوشش در خيرخواهى . با نظر به قاعدهء ثابت « آنچه را كه به خود مىپسندى به ديگران بپسند و آنچه را كه به خود نمىپسندى به ديگران نپسند » ، اين حقيقت روشن شده است كه منهاى انسانها شبيه به دريائى است كه قطره‌هاى آن وصل بيكديگرند ، و چنان كه كمترين حركت در جزئى از دريا بشود در همهء اجزاء آن مؤثّر است ، همچنين هر حادثه اى كه بيك انسان وارد مىشود ، بهمهء انسانها وارد گشته است . يا حدّ اقلّ ضربهء دردناك يا نوازش مفيدى كه بيك انسان در حال ارتباط با يك فرد يا با يك جامعه وارد مىشود ، همان انسان وارد كننده نيز از آن ضربه يا نوازش متأثّر خواهد گشت . بنا بر اين حقيقت ، خيرخواهى در بارهء ديگران ، از يك جهت خيرخواهى و خير انديشى در بارهء خويشتن است ، چنان كه بدانديشى و بدخواهى در بارهء ديگران در حقيقت بدانديشى و بدخواهى در بارهء خويشتن است . 3 - احياى سنّت . مقصود از سنّت ، سنّت پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله است كه محتوايش ارائهء صلاح و فساد حيات انسانها در دو بعد مادّى و معنوى آن مىباشد . سنّت همان گونه كه مىدانيم دومين منبع اصيل اسلام است كه تبعيّت از آن بر هر مسلمانى