محمد تقي جعفري

250

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

را فرا گرفته است كه اگر ارزش آن را بدانيم با هر گامى كه به نيّت افزايش آن روشنائى برداريم ، تاريكىهاى ما يكى پس از ديگرى مبدّل به روشنائىها خواهد گشت آرى ، بايد اين حقيقت را بپذيريم ، و الَّا خود را تحقير مىنماييم و يا فريب مىدهيم و ديگران را هم دچار تشويش مىسازيم . هرگز در آن صدد نباشيم كه براى حفظ موقعيّت خود و يا به جهت وحشت از روياروئى با حقائق جديد ، پاسخ سؤال را چنان ابهام آميز و درهم و برهم كنيم كه مغز سؤال كننده را بپيچانيم . اشخاصى كه با تحقيقات علمى مخصوصا با تفكَّر در مسائل علوم نظرى و انسانى سر و كار دارند ، به اين نكته توجّه دارند كه همواره عدّه اى از اشخاص وجود دارند ، حتّى داراى اطَّلاعات و معلومات هم هستند ، با اين حال به جهت علاقهء شديد و افراطى به اندوخته‌هاى قبلى خود از تفكَّر دقيق و صحيح در بارهء سؤال يا مسأله اى كه براى آنان مطرح مىگردد ، خود را محروم مىسازند ، لذا با كمال تأسّف مىخواهند بهر طريقى كه شده از تحليل آن سرباز زنند ، تا مجبور به پاسخ صريح و قاطع كه موجب تزلزل موقعيّت تثبيت شده شان است ، نباشند و لذا تا مىتوانند باصطلاح معروف طفره بروند ، يا از اين شاخ به آن شاخ بپرند ، يا بيچاره سؤال كننده و طرح كنندهء مسأله را با يك تردستيها و چشم بنديها در طوفانى از اصطلاحات فرو برند و گيجش كنند ، و جاى دلسوزى بطرح كنندهء مسأله و سؤال كننده موقعى است كه او يك انسان پاكدل و روشن ضمير باشد و به جهت اعتقاد به قداست علم احتمال ندهد كه پاسخ دهنده براى حفظ موقعيّت رسمى خود ، يا به جهت وحشت از حقائق تازه اى كه قلم بطلان به همه يا به بعضى از اندوخته‌هاى معرفتى او خواهد كشيد ، مشغول شعبده بازى و مغلطه كارى است و با كمال آرامش خاطر با نگاههاى معصوم ، چشم به دهان پاسخ دهنده يا سطور كتابى كه براى حل مسأله و سؤال خود ، مىخواند دوخته است . اين پاكدل و عاشق حقيقت ، احتمال نمىدهد كه آن جملات را كه مىشنود يا در آن كتاب مىخواند ، فاضلاب مغز و روان پاسخ دهنده است كه جز حقيقت مفيد همه چيز ولى فرو رفته در لجن ، در آن وجود دارد . بيائيد اى متصدّيان پاسخ سؤالات و حلّ كنندگان مسائل بشرى ، به نگاه‌هاى معصوم و گوشهاى شنواى جويندگان حقيقت دقّت كنيد ، باشد كه وجدان انسانى شما به حركت در آيد و علم را قربانى موقعيّت