محمد تقي جعفري
246
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مجموعه نمايد چنين ادّعايى بىاساسترين ادّعا است . مخصوصا با علم به اين كه عمر آدمى با محدوديّتى كه دارد نمىگذارد معلومات واقعى انسان از مقدارى دانستنى محدود و نسبى تجاوز نمايد ، و با علم به اين كه خصوصيّات موضع گيريهاى انسان در برابر واقعيّات و مختصّات ذاتى وسائل درك و شناخت مانند حواسّ و ذهن و ديگر ابزار ساخته شده بوسيلهء همان حواسّ و ذهن براى هدفهاى معيّن ، مانع از وصول به معلومات كامل در بارهء واقعيّات است ، ادّعاى « مىدانم » در برابر هر مسأله و سؤالى نمايد توجّه به اين حقيقت كه متذكَّر شديم ، آغاز علم است ، و عدم توجّه به اين حقيقت همهء ادّعاهاى « علم نما » را از اعتبار علمى ساقط مىنمايد ، زيرا در اين صورت هيچ اطمينانى وجود ندارد كه مدّعى علم ، تخيّلات و اوهام و گمانهاى خود را با نمايش علم تحويل انسانها ندهد . البتّه اين نكته را فراموش نمىكنيم كه اگر اظهار نظر در مسائل علمى و فلسفى و هنرى و صنعتى و غير ذلك و ابراز پاسخ در برابر سؤالات مربوط به آن امور ، مستند به اعتقاد و جزم به واقعيّتها صورت بگيرد و صاحبنظر و گويندهء پاسخ نخواهد تخيّل و پندار و وهم و گمان و احتمال خود را بعنوان علم به واقعيّات تحويل مغزهاى بشرى بدهد ، در اين موارد نمىتوان گفت : اين اشخاص داراى وجدان علمى نيستند . حتّى اگر اينان در درك حقائق علمى و . . . مرتكب خطا هم بشوند ، انسانهاى خردمند به بيان خطاى آنان قناعت مىورزند ، و توبيخ و اهانتشان نمىكنند ، زيرا آنان از روى اعتقاد به اين كه واقعيّت را درك كردهاند ، اظهار نظر نموده يا سؤالى را پاسخ دادهاند . درد ناگوار بشرى در باب معرفت از آن مدّعيان ناشى مىشود كه از وجدان علمى و تقواى معرفتى بىبهره بوده بدون اين كه كمترين اهمّيّتى براى واقعيّات و مغز و روان بشرى قائل بشوند و بدون اعتنا به تباهىهاى مغزى و روانى خويش ، خود را صاحبنظر قلمداد نموده به افزودن به مجهولات و دردهاى بشرى عشق مىورزند . براى چه فقط براى آنكه جملهء « نمىدانم » را به زبان نياورند ، و مبادا كه زبانشان از گفتن « نمىدانم » آتش بگيرد ، آتش به مغزها و روانهاى بشرى مىزنند و از تماشاى شعلههاى آن لذّت مىبرند خداوندا ، كاروان پوياى بشرى را در مسير معرفت از اين راهزنان درنده نجات بده . در اين مورد بشنويد :