محمد تقي جعفري
244
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مقصود حضرت خضر عليه السّلام است . در اين آيات حضرت موسى عليه السّلام به آن بندهء صالح كه خداوند رحمت و علمى براى او عنايت فرموده بود چنين گفت : * ( قالَ لَه مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ . مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً قالَ إِنَّكَ لَنْ . تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ . تُحِطْ بِه خُبْراً قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ الله صابِراً وَلا . أَعْصِي لَكَ أَمْراً قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ ) * . ( 1 ) ( آيا بدنبال تو باشم از آن علم رشد آور كه فرا گرفته اى مرا تعليم نمائى گفت : تو با من نمىتوانى تحمّل نمائى ( كارهائى كه انجام خواهم داد براى تو قابل هضم نمىباشد ) و چگونه مىتوانى در بارهء چيزى كه احاطه و آگاهى به آن ندارى ، تحمّل كنى . موسى عليه السّلام گفت : ان شاء اللَّه مرا بردبار خواهى يافت و از هيچ امر تو نافرمانى نخواهم كرد . آن بندهء خدا گفت : با من همراه شدى و تبعيّت كردى ، از هيچ چيزى مپرس تا من خود در بارهء آن چيزى براى تو بگويم . . . ) در اين داستان هر كارى كه آن بندهء خدا انجام داد ، حضرت موسى عليه السّلام سؤال كرد و حتّى گاهى قيافهء اعتراض به خود گرفت كه چرا چنين كار ناروا را انجام دادى . اگر چه اين امور در واقع قابل درك و شناخت براى حضرت موسى عليه السّلام و ديگران بود ، ولى موقعيّت حضرت موسى عليه السّلام و لزوم تبعيّت او از قوانين رسمى كه خود او مأمور ابلاغ و اجراى آنها بود ، آن كارها را كه آن بندهء خدا انجام داد ، شگفت آور و غير قابل هضم تلقّى نمود . در اين مبحث بايد به يك اصل كلَّى اشاره كنيم و آن اينست كه لازمهء اين كه همهء واقعيّات در هر گونه شرايط قابل سؤال و طرح براى دريافت پاسخ نيست ، اين نيست كه آن سؤالات پاسخ ندارند ، يا آن تاريكيها هرگز روشن نخواهند گشت ، بلكه چنان كه بطور مختصر متذكَّر شديم ، در خيلى از موارد ، شرايط ذهنى و وضع روانى شخص واقعجو است كه از طرح سؤال براى پيدا كردن
--> ( 1 ) الكهف آيات 66 تا 70 و بقيّهء داستان تا آيهء 82 .