محمد تقي جعفري

224

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

1 - محدوديت تفكَّرات و ناچيزى اطَّلاعات كه فقط مىتوانند زندگى محقّر شخص را در محدودهء ديدگاهى كوچك كه براى خود ساخته است ، اداره كنند . به همين جهت چون و چراهائى كه براى اين اشخاص طرح مىشود ، بدان جهت كه خيلى سطحى و محدود مىباشد ، پاسخهائى مناسب آنها نيز قانع كننده و آرامشان مىسازد . 2 - اشخاصى هستند كه از قدرت تفكَّر و وفور اطَّلاعات در بارهء اصول و مسائل زندگى و كائناتى كه محيط بر آنان مىباشند ، برخوردارند ، ولى به جهت قرار گرفتن در جاذبهء لذايذ [ كه نمىگذارد آدمى به عمق اطَّلاعاتى كه بدست آورده است نفوذ فكرى نمايد و در بارهء آنچه كه از طبيعت و غير طبيعت در پيرامونش مىگذرد ، بطور دقيق بينديشد ] لذا از صحنهء زندگى مىگذرد بدون اين كه با حقيقت و اصول بنيادين آن ، سر و كار داشته باشد . 3 - عدّه اى ديگر را مىبينيم كه بوسيلهء عوامل گوناگون تخدير ، از هشياريها مىگريزند و اصلا تخدير نمىگذارد سؤالى در پيش رويشان نمودار گردد ، تا مجبور به دادن پاسخ به آن بوده باشند . متأسّفانه اكثريّت چشمگيرى از انسانها از اين گروهند و آرامش خاطرشان مستند به سستىها و تخديرهاى گوناگون است . جمله عالم ز اختيار و هست خود مىگريزد در سر سرمست خود مىگريزند از خودى در بيخودى يا به مستى يا به شغل اى مهتدى تا دمى از هوشيارى وارهند ننگ خمر و بنگ بر خود مىنهند 4 - گروهى ديگر از انسانها در برابر عوامل جبر نماى زندگى ضعف اسفناكى از خود نشان مىدهند ، مانند اسيران دست قدرت پرستان و شهوترانان و خودكامگان ، و با اين ناتوانى كاذب كه در خود احساس ميكنند ، در همان اسارت و بردگى ، احساس آرامش مىنمايند و در درون خود انگيزه اى براى چون و چرا در آن زندگى كه پيش گرفته‌اند نمىبينند . اينان هم آرامش خاطر دارند ، مانند آرامش خاطر حيواناتى كه در باغ وحش در ميان قفسها احساس ميكنند . آيا مىتوان آرامشهاى چهارگانه را كه بطور مختصر متذكَّر شديم ، آرامش و اطمينان ناميد به نظر مىرسد اين آرامشها معلول بريدن و گسيختن ابعاد بسيار مهمّى از انسان در زندگى است ، نه آرامش طبيعى و منطقى . شرابخوار پس از مىگسارى ، يا هر شخص تخدير شده