محمد تقي جعفري

206

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و هيچ فرار كننده اى نمىتواند از او فوت شودسوگند ياد مىكنم به خدا اى بنى اميّه ، به زودى خواهيد ديد كه اين دنيا و زمامداريش در دست كسانى غير از شما و در خانهء دشمنتان خواهد بودآگاه باشيد ، بيناترين چشمها چشمى است كه نگاهش در خير نفوذ كندآگاه باشيد ، شيواترين گوشها گوشى است كه تذكَّر را بشنود و آن را بپذيرد پند مردم اى مردم ، از شعلهء چراغ واعظى كه خود وعظش را پذيرفته است فروغ بگيريد و از آب زلال چشمه اى بكشيد كه از تيرگى تصفيه شده باشد اى بندگان خدا ، تكيه به جهالت خويشتن ننماييدو مطيع هوىهاى خود نباشيدزيرا كسى كه بچنين موقعيّتى سقوط كند به لبهء رودخانه اى افتاده كه سيل آن را برده است [ اين شخص ] هلاكت خود را به جهت رأيى كه پس از رأيى بوجود مىآورد ، از محلَّى به محلّ ديگر بدوش خود مىكشد ، [ آن نابخرد با آن حركات نابكارانه ] مىخواهد بچسباند آنچه را كه نمىچسبدو نزديك كند آنچه را كه نزديك نخواهد گشت خدا را ، خدا را در نظر بگيريد از اين كه شكايت پيش كسى ببريد كه نتواند اندوه از شما زايل كندو نتواند با رأى خود چيزى را بشكند كه براى شما محكم گشته است حقيقت اينست كه بر عهدهء شخص پيشوا چيزى جز آنكه از امر خدا متعهّد شده است ، نيست : ابلاغ موعظه و نهايت كوشش در خير خواهىو احياى سنّتو برپاداشتن حدود بر مستحقّان آنهاو اخراج و رساندن سهمها و نصيبها بصاحبانشپس اى مردم ، پيشدستى كنيد براى گرفتن علم پيش از آنكه روييدنى آن بخشكدو پيش از آنكه از استفادهء علمى از دارندگان علم منصرف و به غوطه خوردن در حوادث و فتنه‌ها مشغول شويدو مردم را از كار زشت نهى كنيد و خود نيز از آن دور شويد زيرا جز اين نيست كه شما مأمور شده‌ايد به نهى كردن مردم پس از آنكه خود از ارتكاب امور زشت اجتناب كنيد