محمد تقي جعفري

186

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ساختمان در زير ديوارها قرار مىگيرند سربلند كنند و فرياد برآورند : اين مائيم كه اين ساختمان را برپا داشته‌ايم نه هرگز ، چنين منظره اى را نديده‌ايد و بعد از اين هم نخواهيد ديد . همينطور انسانهاى بسيار بزرگ كه حافظ حيثيّت بشرى و در حقيقت نگهدارندهء كاخ مجلَّل ارزشهاى انسانى مىباشند ، به نشان دادن و معرّفى خود مگر در حدّ ضرورت ، عشق نمىورزند . آيا تاكنون در اين موضوع اسف انگيز انديشيده‌ايد كه نصف و گاهى بيشتر از نصف و در غالب موارد نود درصد انرژى مغزى و روانى نوابغ و شخصيّتهاى مستعدّ ، صرف معرّفى خودشان مىشود دريغا ، اسفا ، كه چنين است ، يعنى اكثر نيروهاى خلَّاقهء نوابغ و شخصيّتهاى مستعدّ ، صرف توجيه مردم به سوى خود مىگردد . به من نگاه كنيد نبوغ مرا ببينيد هنر مرا تماشا كنيد علم مرا توجّه نماييد اين خواسته‌ها آتشهاى سوزان نبوغها و استعدادهاى ما است . كسى كه براى تماشاى مردم به امتيازات او ، حيران و مبهوت و مست شده است ، هرگز توانائى تماشاى ناب به واقعيّات را نخواهد داشت . آه ، آه ، از اين شهرت پرستى و پيكار بىامان براى فتح مغز و دلهاى مردم كه فاتح آن فقط خدا است و كليد گشودن آن دو را فقط به دست حقايق سپرده است نه بازيگران خودپرست . آرى ، اين مائيم كه براى ورود به منطقهء ممنوعهء مغزها و دلهاى مردم - دم بجنبانيم ز استدلال و مكر تا كه حيران ماند از ما زيد و بكر واله حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيّت زديم اى انسان حقيقت ياب ، گر به بستانى رسى زيبا و خوش بعد از آن دامان خلقان را بكش به همين علَّت بوده است كه رياكاران و شهرت طلبان و عشّاق طرح خود هيچ خدمت ارزنده اى را نتوانسته‌اند به بشريّت عرضه كنند . اگر هم قدرتى داشته‌اند ، آن قدرت ناآگاه در دست آن رياكاران ناآگاه ، جز افزودن بر دردها و بر تاريكيهاى بشرى كارى انجام نداده است ، اگر چه كارها و تحوّلات چشمگير فيزيكى صورت داده باشند . يكى از نويسندگان مغرب زمين در بارهء يك شخصيّت مطرح شده در جامعهء بزرگ خود ، چنين مىنويسد كه آرى ، آن شخصيّت علاقمند بود كه در راه