محمد تقي جعفري
183
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
جستجويش نكنند . آنان هستند چراغهاى هدايت و علامتهاى راهنما در حركتهاى شبانه [ بسوى هدفهاى الهى ] . آنان نه در ميان مردم براى افساد و بهم زدن آنان به حركت مىافتند و نه فاش كنندهء منكراتى هستند كه از مردم بروز مىكند . آنان كسانى هستند كه خداوند درهاى رحمت خود را به روى آنان باز و شدّت عذاب خود را از آنان مرتفع مىنمايد . ) زمانى فرا مىرسد كه در آن زمان مردان الهى گمنام زندگى مىكنند ، در عين حال چراغهائى فرا راه رشد و كمال انسانها مىباشند . معلوم نيست كه منظور امير المؤمنين عليه السّلام از زمانى كه آن را توصيف مىفرمايد ، آخر الزّمان باشد . اين جمله نظير همان جملاتى است كه مىفرمايد : سيأتى زمان على النّاس . . . ( به زودى زمانى براى مردم مىرسد . . . ) زندگى با گمنامى بر دو قسم عمده تقسيم مىگردد : قسم يكم ، ناشى از ناتوانى از قرار گرفتن در معرض نوسانات زندگى اجتماعى و روياروئى با عوامل و حوادث تند و خشن و مواجهه با اقوياء و غير ذلك است . البتّه اين قسم از گمنامى ممكنست ناشى از ضعف نفس و ناتوانى اراده بوده باشد كه اگر مستند به عوامل جبرى بوده باشد ، مسؤوليّتى متوجّه چنين گمنامى نمىباشد . ولى اگر مستند بمقدّمات اختيارى باشد بدين معنى كه مستند بضعف نفس و ناتوانى ارادهء شخص ناشى از تن پروريها و خويشتن گرايى [ كه باعث مطرود شدن است ] بوده باشد ، اگر انزوا و عزلت موجب شود كه سرمايهء وجودش بيهوده تلف شود ، قطعى است كه چنين شخصى مسئول سرمايه اى خواهد بود كه مىتوانست از آن سرمايه براى رفع نيازهاى مادّى و معنوى خود و ديگران بهره بردارى نمايد . قسم دوم ، از گمنامى كه مىتوان گفت : نصيب انسانهاى رشد يافته مىگردد ، آن عزلت و انزوا است كه ارتباطش با همنوعان خود ، براى جلب منفعت به هيچ وجه نبوده ، يعنى نه تنها براى نفع مادّى با مردم تماس نمىگيرد ، و نه تنها براى دفع ضرر