محمد تقي جعفري

177

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

هر اندازه رشد نفس انسانى بالاتر برود ، با شناخت عظمتهاى بيشتر و عالىتر در نفس ، خداوند سبحان را بهتر خواهد شناخت . اين يك قانون كلَّى است كه - پاك شو اوّل و پس ديده بران پاك انداز ، زيرا - عقل باشى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را يا بى جمال براى شناخت احاطه و آگاهى و اشراف خداوندى بر همهء جزئيّات و كلَّيّات عالم هستى ، شناخت و احاطه و آگاهى و اشراف نفس بر همهء اجزاء كوچك و بزرگ بدن مقدّمهء بسيار شايسته اى است ، ولى بايد اين احاطه و آگاهى و اشراف را تحصيل كرد و استعداد آنها را كه در وجود ما نهفته است به فعليّت رسانيد ، زيرا چنين نيست كه آدمى ، هم بمقتضاى خود طبيعى مانند حيوانات زندگى كند و هم توقّع آن را داشته باشد كه بر همهء موجوديّت مادّى و معنوى خود كه يكى از نيروهايش احاطه و آگاهى و اشراف است ، محيط و آگاه و مشرف باشد و آن را به فعليّت برساند . انسانهائى در اين دنيا زندگى ميكنند كه خدا را مانند خود تصوّر ميكنند ، همان گونه كه اگر مورچه بخواهد تصوّرى در بارهء خدا داشته باشد ، دو شاخ كوچك خود را اندكى بزرگتر تصوّر كرده و آن را به خدا نسبت مىدهد . ( 1 ) مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد بىشك به شكل مورچه با شاخ حيوانى كشد مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد در فكر مانى گرفتد او صورت مانى كشد ادراك هر جنبنده نقش خويش را داراستى در منابع معتبر اسلامى تشويق و تحريك جدّى به همنشينى و اخذ تعليم و

--> ( 1 ) اين روايت از امام محمّد بن علىّ الباقر عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : كلَّما ميّزتموه بأوهامكم فى أدقّ معانيه فهو مخلوق لكم و مردود إليكم و لعلّ النّملة تتوهّم أنّ للَّه ذؤابتين كذؤابتيها . ) * ( هر چيزى را كه بعنوان خدا در دقيقترين معانى آن مشخّص نموديد ، آن مشخّص شده مخلوق فكر شما و به خود شما مردود است و شايد مورچه گمان مىكند كه خداوند هم در بالاى پيشانى برآمدگى مانند برآمدگى بالاى پيشانى آن دارد )