محمد تقي جعفري
162
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بديهى است اختيارى كه خداوند سبحان دارد ، ما فوق هر دو نوع اختيار است ( اختيار غير انسانى كه جانداران و نباتات و جمادات از آن برخوردارند و اختيار انسانى كه ما فوق اختيار غير انسانى و پايينتر از اختيار خداونديست ) . بنا بر اين ، بايد اقسام اختيار را به ترتيب زير مطرح نمائيم : اختيارهاى چهارگانهء : الهى ، فرشته اى ، انسانى ، دون انسانى 1 - اختيار الهى - با نظر به عظمت بىنهايت خداوندى ، اختيار آن ذات اقدس بقدرى با عظمت است كه براى ما تصور و دريافت ماهيّت آن غير ممكن به نظر مىرسد ، همان گونه كه عظمت ذات اقدس ربوبى و ماهيّت صفات او براى ما غير قابل تصوّر و دريافت است مگر در آن حدّى كه استعداد دريافت آن را در نهاد ما آفريده است . پس وقتى كه مىگوئيم : خداوند فاعل بالاختيار است ، خداوند اين جهان هستى را با اختيار آفريده است ، بايد در گفتهء خود دقيقا بينديشيم و بدانيم كه مفاهيم اجزاء تعريفى كه براى اختيار گفتيم ( نظاره و سلطهء شخصيّت و اعمال آن در دو قطب مثبت و منفى كار ) در بارهء اختيار خداوندى صدق نمىكند ، زيرا ذات اقدس خداوندى قابل تطبيق و مقايسه با شخصيّت ، « خود » ، و « من » انسانى نيست كه از عالم طبيعت نشأت يافته و تدريجا به تجرّدى محدود رسيده است و با وصول به مرحلهء تجرّد ، باز محدود و وابسته و در معرض دگرگونى فوق مادّى است . همانطور كه نظارهء خداوندى بر هستى و خلَّاقيّت او ، غير از نظارهء محدود و نسبى و مسبوق به جهل است كه در ما وجود دارد ، همچنان اشراف و سلطهء مطلقهء خداوندى بر عالم هستى و كارها و خلاقيّتهاى او [ كه مفهومى اجمالى از اختيار اوست ] قابل مقايسه با قدرت محدود ما در بارهء اشيائى محدود از ابعاد محدود نيست . فوق ذهن ما بودن حقيقت اختيار خداوندى نبايد موجب شود كه ما هيچ دريافتى در بارهء آن نداشته باشيم ، كما اين كه فوق ذهن ما بودن حقيقت علم و قدرت و حيات خداوندى مانع از آن نيست كه ما دريافتى و لو بطور اجمال در بارهء آن مفاهيم داشته باشيم . همچنان كه در بارهء علم خداوندى مفهومى از انكشاف معلوم ( علم ) و مفهومى از توانائى و سلطه ( قدرت ) و مفهومى از حيات را كه در خود سراغ داريم مىتوانيم دريافت كنيم ، همچنين مىتوانيم مفهومى از اختيار در درون خود