محمد تقي جعفري

144

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در حركتند ، مورد تقسيم و تحليل قرار مىدهيم : 1 - اشيائى كه در عرصهء كيهان بزرگ بوجود مىآيند و مدّتى يا بطور معمولى و يا با ارقام نجومى بوجود خود ادامه مىدهند و سپس راه فنا و زوال را پيش مىگيرند . ارتباط ما با اين اشياء همين مقدار است كه مىدانيم چنين موجوداتى در پهنهء كيهان بزرگ يك بار در كاروان اوّل - از عدمها سوى هستى هر زمان هست يا ربّ كاروان در كاروان و بار ديگر در كاروان دوم - باز از هستى روان سوى عدم مىروند اين كاروانها دمبدم در حركت بوده‌اند . اگر هم آن اشياء در موجوديّت ما بوسيلهء كرهء زمين [ كه جزئى بسيار بسيار كوچك از اين كيهان ولى مربوط به همهء اجزاى آن مىباشد ] تأثيرى داشته باشند ، احساس آن تأثير در حالات عادى بقدرى ناملموس است كه مانند عدم تلقّى مىشود و لذا هيچ انعكاس و تأثيرى در انسانها ايجاد نمىكند . 2 - اشيائى كه به نحوى با ما در ارتباط قرار مىگيرند . بديهى است كه نظاره بر جريان حركت اشيائى كه با ما در ارتباطند با نظر به اختلاف شدّت و ضعف ارتباط ، انعكاس و تأثيراتى مختلف در ما بوجود مىآورد . هر اندازه كه ارتباط آن اشياء با ما شديدتر باشد ، بديهى است كه نظاره بر حركت آن اشياء در هر دو جلوه اى كه دارد ( از نيستى به هستى و از هستى به نيستى ) در درون ما انعكاس عميقتر و تأثير شديدترى ايجاد خواهد كرد . بعنوان مثال : كسى كه ساليان طولانى از ازدواجش گذشته و داراى فرزند نشده است ، هنگامى كه داراى فرزند مىشود ، يعنى انسانى كه رابطهء فرزندى بسيار محبوب [ به جهت مطلوب و غير منتظره بودنش با نظر به وضع طبيعى او ] با او دارد ، از نيستى وارد ديار هستى مىگردد ، براى او بسيار مطلوب و با اهمّيّت تلقّى مىشود ، چنان كه در موقع نظاره بر حركت چنين فرزندى از هستى به نيستى شديدترين تأثّر