محمد تقي جعفري
137
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
چه عروسى است در جان كه جهان ز عكس رويش چو دو دست نو عروسان تر و پر نگار بادا مولوى ( 1 ) و با توجّه به عظمت هر دو قطب ( عينى و ذاتى ) در بوجود آمدن احساس زيبائى ، زحمت زيادى براى فراتر رفتن به عالم معنى و درك كمال روحى نمىماند ، در صورتى كه قدرت طبيعى از زور يك بازو گرفته تا مالكيّت بر همهء روى زمين و آنچه كه در آن وجود دارد ، بطور طبيعى پديده ايست ناآگاه و بطور مستقيم موجب صعود به عالم معنى و كمال روحى نمىگردد . بطور كلَّى بايد بگوئيم : يقينى است كه درك زيبائى اگر چه زيبائى محسوس باشد موجب لطافت روح مىگردد ، در صورتى كه احساس قدرتمندى بطور طبيعى بر تورّم خود طبيعى مىافزايد . و اين قدرت طبيعى ناآگاه كه دارندهء آن ، فقط چهرهء طبيعى آن را مىبيند و براى تورّم خود طبيعىاش از آن بهره مند مىگردد ، براى هيچ كس نمىماند و دير يا زود تدريجا يا ناگهان از انسان دور مىشود و انسان را مانند پوست حيوانى كه براى استفاده از گوشتش با دميدن باد نمايش بزرگى پيدا كرده [ و پس از رفتن باد لاغر مىگردد و به حال اوّلى يا بدتر از آن ، در مىآيد ] رها مىسازد ، چون پديدهء قدرت بدتر از آن باد دميده شده در پوست حيوان است ، زيرا وقتى كه پوست حيوان از باد خالى شود ، بدن آن حيوان به حال خود برميگردد ، در صورتى كه قدرت آن عاملى است كه اگر در تورّم خود طبيعى به كار رود ، در موقع نابودى از قدرتمند ، وجود او را مبدّل به خاكستر مىكند و مىرود . آرى - آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار مگر اين كه با بدست آوردن اطَّلاعات و معارف مفيد انسان ساز ، قدرت را وسيلهء كمال روح قرار بدهد نه تورّم خود طبيعى و اين مطلب را در مجلَّداتى كه در مبحث گذشته متذكَّر شديم مشروحا بيان كردهايم ، لذا نيازى به تكرار نيست .
--> ( 1 ) ديوان شمس تبريزى .