محمد تقي جعفري

93

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

من حقيقت را از شما نگرفته‌ام كه تابع مطلق شما باشم . اين جمله را به خليل بن احمد دانشمند بسيار معروف در علم و زهد و تقوى نسبت داده‌اند كه در بارهء أمير المؤمنين عليه السّلام گفته است : افتقار الكلّ إليه و استغنائه عن الكلّ يعطي أنّه إمام الكل في الكلّ ( احتياج همه به او و بىنيازى او از همه اثبات مىكند كه اوست امام همه در همهء امور . ) روسو در كتاب قرارداد اجتماعى در توصيف قانون گذار [ كه شامل زمامدار نيز مىباشد ] چنين مىگويد : كه « سعادت او نبايد مربوط به جامعه باشد يعنى نبايد در سعادت احتياجى به جامعه داشته باشد . ولى بايد حاضر شود به سعادت جامعه كمك كند » ( 1 ) از يكى از شعراى بسيار بزرگ پرسيدند : تو چرا اين زمامدار ، آن امير را مدح مىگوئى ، ولى علىّ بن ابي طالب عليه السّلام را كه بيش از همهء آنان شايستگى دارد ، مدح نمىگوئى آن شاعر پاسخ داده بود كه : « امراء و زمامداران را اشعار من و امثال من است كه مطرح و بزرگ مىكند ، در صورتى كه علىّ بن ابي طالب عليه السلام از مدح و تعريف من و امثال من بىنياز است . و إذا استطال الشّىء قام بنفسه و صفات نور الشّمس تذهب باطلا ( و هنگامى كه يك چيزى خود را گسترش داد و هستى خود را اصالت بخشيد ، قائم بنفسه مىگردد و صفات [ يا صفاى ] نور آفتاب هر باطل تاريك را از بين مىبرد . ) و آنگهى بقول بعضى از دانشمندان انسان شناس گاهى مدح و توصيف كسانى كه از شخصيّت خيلى بالائى برخوردارند اين توهّم را بوجود مىآورد كه شايد مدّاح با اين وسيله مىخواهد شخصيّت خود را در جامعه مطرح كند به اين كه آرى ، من قدرت درك عظمتها را دارم ، منهم سنخيّتى با آن شخصيّت و الا

--> ( 1 ) . قرارداد اجتماعى ژان ژاك روسو ترجمهء آقاى غلامحسين زيرك زاده ص 82 .