محمد تقي جعفري

289

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

واقعيّات بوده باشد . به نظر مىرسد انگيزهء اين بىتوجّهى شگفتانگيز دو عامل است : عامل يكم - بىاطَّلاعى از هويّت دين و نقش آن در حيات انسانها است كه متأسّفانه افراد فراوانى از متفكَّران و دانشمندان حرفه اى مبتلا به آن مىباشند و مىتوان گفت : اينان در بارهء دين دركى بالاتر از درك و معلومات مردم عامى كه با مقدارى از اصطلاحات آراسته شده باشد ، ندارند و همان اصطلاحات و معلومات محدوده را هم به تقليد از ديگران بدست آورده‌اند . عامل دوم - حسّاسيّت ( آلرژى ) شديدى است كه متفكَّران حرفه اى در بارهء مسائل و اصول معنوى دارند ، چنان كه فرويد با صراحت تمام اعتراف كرده است و ما در گذشته بان اشاره نموديم . و ما با قطع نظر از بىاطَّلاعىها و حسّاسيّتهاى بيمار گونهء بعضى از متفكَّران حرفه اى ، به خود واقعيّت اصرار مىورزيم و به مفاد دلائلى كه براى ما اقامه و روشن مىگردد ، ارتباط خود را با واقعيّات تنظيم مىنمائيم . هنگامى كه در سرگذشت بشرى از قديمترين دورانها تاكنون به تحقيق مىپردازيم به اين نتيجه مىرسيم كه هيچ تحوّل اساسى در هيچ يك از جوامع بشرى تاكنون صورت نگرفته است ، مگر اين كه پيشتازان آن تحوّلات رگ بينهايتگرائى و مطلقجوئى مردم آن جوامع را تحريك نموده‌اند و با وعدهء سعادت مطلق و پيشرفت ابدى در ميدان حيات با كيفيّتى كه ايجاد كنندگان تحوّل منظور مىنمودند ، براى انسان كه با چهرهء مطلق با نوعى حالت خداگونه در آن مكتب تبليغ شده است مقصود خود را عملى مىنمودند . شما اگر امروز با يك دقّت كافى در آرمانها و حيات بشرى كه مبنى بر آنها است ، مطالعه كنيد ، خواهيد ديد چه در شرق و چه در غرب ، جز حركت بدنبال عوامل لذّت و فرو رفتن در لذائذ و سپس نظاره بر رژهء تكرار رويدادها ، چيزى ديگر مشاهده نمىشود ، انسانها براى خود « فردا » ى اميدبخشى كه موجب شود باستقبال آن بشتابند سراغ ندارند ، بلكه « فردا » ها مانند مهمانهاى