محمد تقي جعفري

285

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نشان مىدهد و هم آمادگى هماهنگى و سازگارى با ديگر دلها را بوجود مىآورد . اعتدال دل تنها صحّت و بهبودى جسمانى آن نيست ، بلكه به فعليّت رسيدن استعدادها و امتيازاتى است كه خداوند در دلها بوديعت نهاده است . اگر دل معتدل شود ، رشد خود را دريافته و در حركت تكاملى خود قرار گرفته است . مردم آن جامعه كه از دلهاى معتدل برخوردار نيستند ، عاملى براى اجتماع و هماهنگى و سازگارى ندارند و جامعه اى كه مردم آن از اين عامل حياتى بىبهره و محرومند ، به هيچ وجه نمىتوانند در پيش برد علم و هنر و صنعت و اخلاق و ديگر معنويّات و ساير قواى گردانندهء جامعه همكارى صميمانهء ناشى از هماهنگى و سازگارى داشته باشند . 19 - بصيرتهاى نافذ - اين عامل است كه نه تنها ضامن بقاى تمدّن و فرهنگ انسانى جامعه مىباشد ، بلكه موجب گسترش و عمق يافتن آگاهىها در بارهء واقعيّتها است ، بصيرتهاى نافذ مردم يك جامعه است كه آن جامعه و تمدّن و فرهنگش را از ركود و جمود نجات مىدهد و با گذشت زمانها و بروز پديده‌هاى تازه ، براى تحصيل واقعيّات همگام مىگردند ، بلكه هر اندازه كه بينائىها و آگاهىهاى مردم يك جامعه قويتر و همه جانبه تر بوده باشد ، بجاى آنكه زمان بر آنان مسلَّط شود ، آنان بر زمان مسلَّط مىشوند و تازه هائى را كه ديگران بدانها دست يافته و ابزار سلطه گرى بر ديگران قرار مىدهند ، يا با سبقت جوئى آنها را بدست مىآورند و محصولات مفيد و سازندهء آن تازه‌ها را در اختيار مردم مىگذارند و يا عوامل خنثى كردن سلطه گريها را بوسيلهء آن تازه‌ها با بينائىهاى نافذ آماده نموده و سلطه گريها را نابود مىسازند . اين امور كه بعنوان عوامل سازندهء انسانهائى شايستهء تمدّن و فرهنگ اصيل انسانى مطرح شد ، حقائقى هستند كه بدون آنها ، هويّتى براى شخصيّت انسانى وجود ندارد تا تمدّنى و فرهنگى بوجود بياورد و از آن دو برخوردار گردد ، لذا به نظر مىرسد هر جامعه اى كه از عوامل اساسى مزبور بيشتر و