محمد تقي جعفري
275
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
( و آسمان و زمين به آن نابود شدگان اعمال زشت خود گريه به راه نينداختند و آنان مهلت داده نشدند . ) فسادى كه براى تمدّن انسانى مهلكترين عامل است ، شامل انواع و اصناف و مصاديق فساد مىباشد . معناى كلَّى فساد عبارتست از « اختلال در نظم و قانون لازم » اختلال در نظم و هماهنگى لازم در قلمرو زندگى انسانها كه فساد ناميده مىشود ، همان ضدّ قانون است كه در هر نقطه و موقعيّتى از جهان هستى بروز نمايد ، آن را مختلّ و فاسد مىسازد اين ادّعا كه هرگونه فسادى مىتواند تمدّن انسانى را نابود بسازد ، مستند به هويّت خود تمدّن است ، زيرا هويّت تمدّن حقيقتى است متعيّن و داراى مختصّات واقعى كه بدون آنها يعنى با ورود اخلال حتّى بر يكى از آنها بوسيلهء عامل فساد ، تمدّن بدون ترديد به همان اندازه دچار اختلال مىگردد . ممكن است گفته شود : اگر مقصود از نظم و قانون كه افساد و اخلال در آن موجب شكستن تمدّن و زوال آن مىباشد ، نظم و قانون و اصول و ارزشهاى انسانى است . اين اصول و ارزشها مدّتهاى طولانى است كه از كشورهاى صنعتى و سلطه جو كه اصطلاح تمدّن را براى روپوشى بر سقوط انسانيّت در آن سرزمينها به كار مىبرند ، رخت بر بسته است ، با اين حال سرنوشت بشر امروزى را بدست گرفته ، موجوديّت بشرى را دستخوش خواستههاى خودكامانه و قدرتپرستانهء خويش نمودهاند . پاسخ اين اعتراض بسيار روشن است و آن اين كه اگر كشورهاى صنعتى و سلطه جو كه قدرت مادّى وحشتناكى را از هر راهى كه خواسته و توانستهاند ، بدست آوردهاند ، از يك تمدّن انسانى برخوردار بودند ، براى بر طرف ساختن آن پنجاه و دو نكبت و عامل سقوط بشرى گامى برميداشتند در صورتى كه مىبينيم نه تنها گامى در اين راه برنداشتهاند ، بلكه خود عامل تشديد آنها را فراهمتر مىسازند . و آنگهى از تمدّنى كه گردانندگان آن ، از آگاهى و اختيار والاى انسانى محروم باشند و خود مهره هائى غير مسئول و