محمد تقي جعفري
245
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
شباهت بسيار قابل توجّه با بروز و اعتلاء و سقوط فردى از شخصيّت انسان دارند ، چنان كه نظم قانونى ابعاد و استعدادهاى مادّى و معنوى يك فرد از انسان كه موجب به فعليّت رسيدن و جريان آن ابعاد و استعدادها در مجراى تكاملى خود مىگردد ، همچنان وقتى كه اعضاء پيكر يك اجتماع كه همان افراد تشكيل - دهندهء آن اجتماع است با نظم قانونى ، ابعاد و استعدادهاى خود را به فعليّت برساند موجب بروز و اعتلاى مدنيّت در آن جامعه كه موجب بروز و اعتلاى فرهنگ و تمدّن شايستهء انسانى مىباشد ، حتمى و ضرورى خواهد بود . و بالعكس ، چنان كه با تباهى و اختلال در ابعاد و استعدادهاى يك فرد ، موجوديّت وى رو به سقوط خواهد رفت همچنان است اجتماعى كه متشكَّل از افراد نوع انسانى است كه با بروز تباهى و اختلال در ابعاد و استعدادهاى آن جامعه ، قرار گرفتن آن در معرض سقوط ، قطعى خواهد بود . امير المؤمنين عليه السّلام در جملات فوق عناصر اساسى آن ابعاد و استعدادها را بيان فرموده است كه ما بطور مختصر در اين مبحث متذكَّر خواهيم گشت . پيش از بيان آن عناصر اساسى ، مجبوريم كه قبلا به اختلاف ديد اسلام و مكتبهاى معمولى در بارهء فرهنگ و تمدّن اشاره نمائيم : مكتبهاى معمولى مخصوصا آن نوع مكتبها كه در دو قرن اخير بوجود آمدهاند ، نتوانستهاند براى انسان هويّتى قابل تفسير و براى فرهنگ و تمدّن ، هويّت و هدف و غايتى منطقى و قابل قبول مطرح كنند . كارى كه آن مكتبها انجام مىدهند يك مقدار پديدهها را بعنوان پديدههاى فرهنگى مىشمارند مانند فرهنگ هنرى ، فرهنگ اخلاقى ، فرهنگ آداب و رسوم ، و مىگويند : هنر و اخلاق و آداب و رسوم هر قومى از طرف سرگذشت تاريخى و محيطى و ريشههاى اصلى روانى رنگآميزى مخصوص مىشود ، اين رنگآميزى ، فرهنگ آن قوم و جامعه است و كارى با آن ندارند كه اين رنگآميزى فرهنگى در بارهء انسانهاى آن قوم و جامعه چه مىكند . آيا آن رنگآميزى مردم جامعه را در گذشتهء خود ميخكوب مىكند