محمد تقي جعفري

217

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و گاهى ديگر از جنبهء وسيله بودن اشياء براى وصول به خواسته‌هاى است ، مانند پولهائى كه ارزش آنها كاملًا اعتبارى ( قرار دادى ) است و مربوط به ماهيّت آنها نيست و مانند كار و تلاش براى آماده كردن زمينهء وصول به منافع يعنى آن سودها مستقيماً در ماهيّت خود اشياء مىباشند چنان كه در بالا متذكَّر شديم . مفهوم دوم - نفع تبادلى كه ناشى از داد و ستد مىباشد ، نفع به اين معنى عبارتست از سودى كه بيش از آنست كه واگذار كرده و از دست داده است بنا بر اين ، اگر يك صندلى را كه مثلا صد تومان خريده است ، به همان صد تومان بفروشد ، سودى نبرده است ، يا در برابر آن صندلى مقدارى چوب بگيرد كه قيمتش معادل صد تومان مىباشد ، در اين دو صورت اگر چه صد تومان پول بعنوان وسيله و مقدارى چوب به قيمت صد تومان منفعت بمفهوم اوّل يعنى مفيد به حال انسان است ، ولى منفعت به مفهوم دوم نيست ، زيرا در مقابل آنچه كه دريافته داشته است ، كالائى داده است كه از نظر ارزش مساوى همان دريافت - شدهء او مىباشد . از همين جاست اگر فرض كنيم ارزش كار يك بافنده در هشت ساعت مثلا صد و پنجاه تومان است ، اگر چه صد و پنجاه تومان بمفهوم اوّل منفعت محسوب شود ، زيرا مبلغ مزبور به جهت تبديل آن به كار و كالا داراى فايدهء وسيله ايست ، ولى بدانجهت كه در برابر آن مبلغ هشت ساعت انرژى كار مصرف نموده و فرض اينست كه دستمزد مزبور از نظر ارزش درست معادل همان هشت ساعت كار است ، لذا نفع و منفعت بمفهوم دوم بان مبلغ دستمزد گفته نمىشود . تلاش انسان براى منفعت طلب و جويندگى هر دو معناى نفع و منفعت را مىتوان به انسان نسبت داد و اين مسئله اى نيست كه جاى ترديد باشد ، لذا از بحث و تفصيل در بارهء