محمد تقي جعفري
208
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
با نظر به آيات قرآنى فوق و جملاتى كه در نهج البلاغه آورديم ، به خوبى روشن شد كه مشيّت بالغهء تشريعى خداوندى اينست كه فساد و افساد در روى زمين منتفى شود و انسانها بتوانند بدون اضطراب و آلودگى به كثافتها و ستمكاريها زندگى كنند . اين مشيّت خداوندى از انسانها يك عمل تعبّدى محض نمىخواهد ، بلكه او حيات انسانها را مىخواهد ، كه با فساد در روى زمين ، قطعا مختلّ مىگردد . ممكن است در اين مورد گفته شود : اگر افساد يكى از مختصّات طبيعت انسانى بوده باشد ، چنان كه از سؤال فرشتگان در حكمت خلقت آدميان برمىآيد كه گفتند : * ( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ . . . ) * ( 1 ) ( آيا قرار مىدهى ( مىآفرينى ) در روى زمين كسى را كه فساد در آن به راه خواهد انداخت و خونها خواهد ريخت ) آيات و روايات وارده در لزوم منتفى ساختن فساد از روى زمين ، چه نفعى خواهد داشت پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا فرشتگان نگفتند : أَتَجْعَلُ فِيهَا مُفْسِدا فِيهَا ( آيا مفسد در روى زمين مىآفرينى ) بلكه سؤال اين بود كه خدايا در روى زمين كسى را مىآفرينى كه فساد خواهد كرد و خونها خواهد ريخت . چنان كه اين آيه دلالت نمىكند بر اين كه هدف از خلقت آدميان ، فساد و خونريزى بوده است ، همچنين دلالت نمىكند بر اين كه انسان ذاتا مفسد و خونريز است ، بلكه در طبيعت او هر دو استعداد افساد و اصلاح و خونريزى و احياء وجود دارد و در اين طبيعت كه داراى هر دو استعداد است بعضى از افراد اصلاح و بعضى ديگر افساد را بجريان
--> ( 1 ) . البقرة آيهء 30 .