محمد تقي جعفري

201

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و دانش فرا گرفتن و حقّ شناسى و تكاپو براى خدمت بهم نوع و غير ذلك . اگر كسى بگويد : همهء امتيازات كه بشر صاحب آن مىشود ، جبرى است ، چون چنين شخصى اساسىترين بعد انسانى را ناديده مىگيرد ، ما سخنى با چنين شخصى نداريم . يعنى چنين شخصى مىگويد : آن انسانهائى كه در اين دنيا با بعد احساس تعهّد برين و احساس شريف تكليف عمل به وظيفه مىنمايند و داراى درجه اى از عظمتاند كه در برابر انجام وظيفه هيچگونه پاداشى نمىطلبند ، حيوانات احمقى هستند كه بر ضدّ جبر طبيعى حيوانى خود قيام نموده و از جبر لذائذ و منافع چشم پوشيده‌اند پيامبران الهى و حكماى راستين و اخلاقيّون به پيروى آنان ، همهء كوششهاى خود را در اين مسير مبذول نموده‌اند كه براى ورود انسانها به ميدان تكامل ( بدست آوردن امتيازات ارزشى ) آنان را از فساد و افساد كردن دور و به صلاح و اصلاح ترغيب و تحريك نمايند . لذا ما معتقديم كه انبياى عظام با همكارى بسيار نزديك و ضرورى با عقول و وجدانهاى پاك آدميان ، ميدان زندگى را براى تكامل آماده نموده و عامل حركت و تكاپو را در انسانها بوجود آورده‌اند و اين حركت دائمى بوسيلهء انبياء و وجدانها و عقول در همهء دورانها و جوامع مشاهده شده است كه : از جمادى مُردم و نامى شدم و ز نما مُردم ز حيوان سر زدم مُردم از حيوانى و آدم شدم پس چه ترسم كى ز مُردن كم شدم جملهء ديگر بميرم از بشر تا بر آرم از ملائك بال و پر از ملك هم بايدم جستن ز جو كلّ شيء هالك إلَّا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه آن در وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم إنّا إليه راجعون همان گونه براى هابيل فرزند حضرت آدم عليه السّلام جريان داشته است كه براى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد و علىّ صلوات اللَّه عليهم أجمعين