محمد تقي جعفري

158

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

احساس اختيارى كه اينان دارند ، همانست كه مولوى توضيح مىدهد : اشترىام لاغر و هم پشت ريش ز اختيار همچو پالان شكل خويش اين كژاوه گه شود اين سو كشان آن كژاوه گه شود آن سو گران خدايا : بفكن از من حمل ناهموار راه تا ببينم روضهء انوار را پنجم - رفتار اكراهى - رفتارى كه از انسان صادر مىشود ، اگر همراه با تنفّر و مقاومت درونى بوده باشد رفتار اكراهى ناميده مىشود . بدانجهت كه نفرت و اكراه از يك كار داراى درجات ضعيف و شديد است . لذا رفتار اكراهى از كمترين نفرت و اكراه گرفته تا شديدترين آن را شامل مىشود ، هر اندازه اكراه و نفرت از كار شديدتر باشد رفتار به رفتار اجبارى نزديكتر مىگردد در شديدترين مرحلهء اكراه كه كار صادر حالت جبرى پيدا مىكند ، تفاوتى كه با رفتار جبرى دارد ، اينست كه ممكن است رفتار جبرى توأم با آن نفرت و كراهت كه در رفتار اكراهى وجود دارد ، نبوده باشد . ملاحظه كنيد كه شيوع رفتار اكراهى در تاريخ بشرى در چه حدّ بوده است . ششم - رفتار اختيارى معمولى - اغلب رفتارهاى آگاهانهء مردم معمولى كه مبناى مسئوليّت آنان قرار مىگيرد ، اين گونه رفتار است . در اين نوع رفتار ، شخصيّت آدمى از نظاره و سلطه بر دو قطب مثبت و منفى كار برخوردار است ولى نه در حدّ اعلاى آن . بدانجهت كه مردم معمولى عمدتا با محسوسات و نقد فعلى و لذائذ و آلام قابل لمس و معامله گرىها سرو كار دارند ، لذا مقاومت و سلطه و نظارهء شخصيّت آنان ، در رفتارهائى كه از آنان صادر مىگردند يا بروز مىنمايند ، ضعيف و سطحى مىباشد و طبق همان فرمولى كه در فرهنگ عامّيان مشاهده مىشود ( با يك كشمش گرم و با يك غوره سردش مىشود ) در خودشان احساس اختيار مىنمايند . در ميان انواع رفتارهائى كه تاكنون گفتيم ، ارزش اين رفتار عالىتر از آنها است ، زيرا شخصيّت انسانى