محمد تقي جعفري

156

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

بشر آنجا كه اعتياد به رفتارهاى ناشايست ديده مىشود ، پر است از ، از دست دادن حسّها و بدست آوردن نيازهاى مصنوعى نوع سوم - رفتار اضطرارى - عبارتست از آن نوع رفتارهائى كه با اراده‌هاى تحميلى ثانوى بوجود مىآيند ، مانند اين كه يك دانشمند مضطرّ مىشود كتابى را بفروشد كه به جهت اهمّيّتى كه كتاب دارد ، با اراده و انگيزه‌هاى معمولى براى آن دانشمند قابل فروش نمىباشد . مثلا يك عمل جرّاحى براى همسر يا فرزند آن دانشمند ضرورت پيدا مىكند و او به جهت نداشتن بودجه مضطرّ مىشود كتاب محبوب خود را كه نمىخواست آن را با انگيزه‌هاى معمولى از دست بدهد ، بفروشد . كارگرى مضطرّ مىشود براى امرار معاش خود در يك محيط مثلا در برابر صد تومان ده ساعت كار كند ، در صورتى كه اگر اضطرار نداشت ، كار را در برابر آن دستمزد انجام نمىداد ، زيرا ارزش كارش بالاتر از آن مبلغ مىباشد . حال كه معناى رفتار اضطرارى روشن شد ، برگرديم به پشت سر ببينيم تاريخ بشرى در اين باره چه مىگويد آنچه كه از مطالعهء تاريخ بدست ما خواهد آمد ، روشنتر از آنست كه نيازى به بحث و مناقشه و مجادله داشته باشد . واقعيّت تاريخى چنين است كه رفتارهاى صادره از انسانها ، اغلب از نوع اضطرارى آن بوده است ، زيرا ما در شناخت علل رفتارهاى صادره اغلب با اين جمله روبرو خواهيم گشت كه اگر آن كار را نمىكردم ، از گروه حذف مىشدم ، يا جامعه مرا طرد مىكرد ، خانواده‌ام گرسنگى مىكشيدند ، از قافله عقب مىماندم ، . . . و با اين جملات كمتر روبرو خواهيم گشت كه من آن كار را كردم به جهت اين كه ارزش حقيقى كار مرا شناختند و آن ارزش را به من دادند . و كمتر از آن با اين گونه جملات مواجه خواهيم گشت كه : « من آن كار را با كمال آگاهى و تعقّل و نظاره و سلطهء شخصيّت خود و با كمال توجّه به علل گذشته و نتايج آيندهء آن ، انجام دادم . » تعجّب در اينست كه بشر با اين وضع اسفناكى كه از قديمترين دورانها تاكنون ، در آن غوطه ور