محمد تقي جعفري

141

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

18 - نظراتى كه بعنوان عامل محرّك تاكنون ارائه شده است . از آن زمان كه بحث در فلسفهء تاريخ به شكل جديدش اوج گرفت و فلاسفه براى ابراز نظر در علَّتها و هويّت و هدفهاى تاريخ خود را مجبور ديدند ، بررسى عامل محرّك تاريخ هم بطور جدّى توجه آنان را به خود جلب نمود ، تا آنجا كه به نظر برخى از نويسندگان در بارهء فلسفهء تاريخ : اگر يك متفكَّر نتواند عامل محرّك تاريخ را بيان كند ، او حقّ اظهار نظر در فلسفهء تاريخ را ندارد . و بهر حال نمونه اى از موضوعهائى را كه بعنوان عامل محرّك تاريخ ممكن است ارائه شود متذكَّر مىگرديم : 1 - طبيعت انسانى بطور عموم . 2 - عوامل طبيعى خارج از خود انسان و محيط به انسان ، مانند عوامل جغرافيايى و ديگر عواملى از طبيعت كه جبرا خود را بر انسان تحميل مىكند چه انسان به آنها آگاه باشد و چه آگاه نباشد ، چه در مقابله با آنها قدرت و اختيارى داشته باشد يا نه . 3 - عوامل سياسى كه بر اجتماعات حكمرانى كرده خواه افكار و روشهاى سياستمداران آنها را با كمال دقّت مراعات نمايد يا نه . 4 - قدرت به معناى عمومى آن چنان كه امثال فردريك نيچه را به خود جلب نموده است . 5 - نوابغ و شخصيّتهاى برجسته اى كه مىتوانند از جهات مختلف تحوّلات و تغييراتى در جامعهء خود بوجود بياورند . 6 - طبيعت انسان نه بمفهوم عامّ آن ، بلكه از آن جهت كه موجوديست كه به منافع و لذائذ مادّى علاقه و گرايش شديد دارد . 7 - يك عامل مخفى كه اجتماعات را به سرنوشت گوناگون رهبرى مىكند . اين عامل در فلسفهء اشپنگلر براى تاريخ مشاهده مىشود .