محمد تقي جعفري
136
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى فردى است . به همين جهت است كه در تعيين عامل اين كيفيّت ، آراء و عقائد مختلف و متعدّد ابراز شده است . اهمّيّت اين عامل بقدرى است كه مىتوان گفت : با شناختن آن ، مؤثّرترين گام را در راه پيدا كردن عامل تعيين كنندهء تحوّلات تاريخ و رويدادهاى آن ، برداشتهايم . عدّه اى از نويسندگان آن اندازه كه در تأثير اجتماع بر فرد مىانديشند ، به همان اندازه در تعيين عامل كيفيّت حيات انسانها در حال زندگى دسته جمعى نمىانديشند . اگر چه آنان صريحا نمىگويند كه علَّت اساسى اين طرز تفكَّر چيست ولى مىتوان از راه حدس بدست آورد كه شدّت تغييرات و تحوّلات عارضه بر اجتماعات كه معلول باز بودن نظام ( سيستم ) زندگى اجتماعى است ، براى آنان مانع تعيين قطعى عامل يا عوامل كيفيّت زندگى جمعى مىباشد . براى ورود به تحقيق كافى در بارهء اين مسئله ضرورى است كه ما دو نوع كيفيّت را در زندگى جمعى از همديگر تفكيك كنيم : 1 - كيفيّت اوّلى كه عناصر ضرورى زندگى است 2 - كيفيّت ثانوى عبارتست از روابط انسانها و گروههاى اجتماعى با يكديگر و فرهنگ و طرز تفكَّرات و آرمانها و برداشتها از زندگى و ارزشهاى متنوّع و غير ذلك . دريافت عامل تعيين كنندهء كيفيّت اوّلى حيات جمعى ساده تر و روشنتر از كيفيّت ثانوى است . زيرا عامل اساسى اين كيفيّت لزوم هماهنگى در ارادهها ( مىخواهمها ) بوسيلهء تعديل آنها براى بوجود آوردن زندگى جمعى است . البتّه هر اندازه هماهنگى و تعديل ارادههاى مردم جامعه منطقىتر بوده باشد ، زمينه براى بروز كيفيّت عالىتر در زندگى جمعى آماده تر خواهد بود . اين عامل اساسى كه متأسّفانه غالبا مورد توجّه جدّى قرار نمىگيرد ، بقدرى از اهمّيّت برخوردار است كه مىتوان گفت : بدون اين عامل ، اگر چه سطح ظاهرى جامعه آرام و منظَّم هم بوده باشد ، آرامش جامعه مانند كوه آتشفشان است كه عوامل انفجار و تخريب را در درون خود دارا مىباشد . آرامش و نظم و هماهنگى