محمد تقي جعفري

131

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تكاملى با در نظر داشتن اين كه هنوز انسان نتوانسته است لذائذ خود را بدون اين كه به آلام ديگران تمام شود تنظيم نمايد و با در نظر داشتن اين كه حتّى يك قدم در راه تعديل خودخواهىهايش برنداشته است و با در نظر گرفتن اين كه براى حفظ ارزشهاى والاى انسانى نتوانسته است قانون « هدف وسيله را توجيه مىكند » را بطورى معنى كند كه انسانيّت را قربانى هوى و هوس قدرتپرستان ننمايد . و با در نظر داشتن اين كه هنوز نتوانسته است بان مرحله برسد كه از آلام ديگر آن رنج ببيند ، نيز ادعاى پوچى است ، لذا ادّعاى تكامل براى كسى خوشايند است كه بتواند با به كار بردن اين اصطلاح ، قدرتى و امتيازى براى خود اثبات نمايد . خداوندا ، اين موجود چگونه ادّعاى حركت در مسير تكامل مىنمايد با اين كه در هر فرد و جامعه اى كه احساس ضعف مىنمايد ، تاخت و تاز بر سر او را شروع مىكند . بىدليل نيست كه اغلب انقلاباتى كه در جوامع بوجود آمده ، بدون فاصله زمانى زياد مورد هجوم همسايه يا دور از اقليم آن جامعهء انقلابى گشته است ، چرا براى اين كه انقلاب و تحوّل ، آن جامعه را ضعيف ساخته و اقوياء اكنون مىتوانند آن را بسود خود متلاشى كنند . آرى همهء اينها دليل حركت تكاملى تاريخ انسانى است در روزگار ما كه اوايل قرن پانزدهم هجرى و اواخر قرن بيستم ميلادى است ، تكامل به اوج خود رسيده و مىگويند : بشر براى نابودى خودش قدرتى بيش از قدرت سى بار كشتن همهء انسانها و متلاشى كردن كرهء زمين تهيّه نموده است آرى ، براى آن انسانها كه حركت در مسير اخلاق و ارزشهاى والاى انسانى و ارتباط به عالم ملكوت الهى و قرار گرفتن در جاذبهء كمال ، تنزّل و ارتجاع و سير قهقرائى تلقّى شود ، نابودى از صفحهء وجود هم تكامل محسوب مىگردد چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشمبندى خدا براى اثبات اين كه بشر رو به تكامل نرفته است در صفحات آينده حتما به مبحث « گرايش تبهكاران به فساد و افساد در روى زمين و نتائج آن ،