محمد تقي جعفري
122
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تحليلگر دقيق بدون كمترين غفلت بايد علَّت اصلى جنگ را كه در مثال ما عامل اقتصادى است ، منظور نموده حوادث همزمان و متقدّم را كه پيش از جنگ مفروض بوجود آمده ، ولى رابطهء علَّيّت ميان آن حوادث و جنگ وجود نداشته است كنار بگذارد و در صورت نياز مورد مطالعهء جداگانه قرار بدهد . 11 - آيا علَّت محرّك كه براى تاريخ ضرورت دارد در درون تاريخ است يا خارج آن بدانجهت كه وقايع و رويدادهاى تاريخ مانند ديگر حوادث عالم هستى معلولاتى مىباشند كه هرگز با تصادف بوجود نمىآيند لذا هر يك از آنها بعلَّتى نيازمند است كه آن را بوجود بياورد . اگر منظور از علَّت محرّك براى تاريخ همين است كه متذكَّر شديم ، از نظر علمى و فلسفى كسى نمىتواند آن را مورد ترديد قرار بدهد . و اگر منظور از علَّت محرّك تاريخ ، علَّت مجموع تاريخ بوده باشد در اين مورد دو طرز تفكَّر متفاوت با همديگر وجود دارد كه صاحبان هر يك از آن دو ، مسئله را با نظر به مبادى فكرى خود مطرح مىنمايند و پاسخ مىدهند . يكم - اين كه مجموع تاريخ يك رشته علل و معلولاتى است كه پشت سر هم بجريان افتاده و تاريخ را تشكيل مىدهند و هر حادثه و تحوّل تاريخى را كه در نظر بگيريم معلولى است براى حادثه يا حوادث گذشته و علَّتى است براى حادثه يا حوادث آينده و هيچ گونه علَّتى از خارج براى تاريخ وجود ندارد . دوم - اين كه وقايع و حوادث تاريخى در عين حال كه مجراى قانون « علَّيّت » قرار مىگيرند ، تحت سلطه و نظارهء عامل ما فوق همهء عوامل بوجود مىآيند و به حركت مىافتند ، مانند اجزاء و حوادث عالم طبيعت كه در عين تبعيّت از قانون « علَّيّت » پيوسته به منبع فيض خالق هستى مىباشند . و چنان كه اعتقاد به قرار گرفتن همهء موجودات عالم طبيعت در مجراى قانون « علَّيّت » يا هر قانون ديگرى منافاتى با پيوستگى آنها با خالق و صانع بزرگ ندارد ، همچنين است