محمد تقي جعفري
11
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
را هم بوسيلهء قلب پاك و خرد ناب مىتوان ديد و هم بوسيلهء دانشها و بينشهائى كه آلوده با اغراض پست نفسانى و بازيگرىهاى مغزى نبوده باشد . اين كه گفتيم : بواسطه قلب پاك و دانشها و بينشهائى كه آلوده با . . . نباشد ، براى اينست كه ممكن است خود قدرت شگفتانگيز و با عظمتى را كه بر جهان هستى حاكميّت دارد ، بوسيله علم و انديشه و تعقّل فهميد ، ولى ملكوت قدرت الهى را فقط با عقل و انديشه و دانش نمىتوان مشاهده كرد . اگر امور مزبوره ( علم و انديشه و تعقّل ) براى درك و دريافت ملكوت الهى كفايت مىكرد ، اين قدر وضع تفكَّرات و عقائد اكثريّت اسفانگيز بشرى پست و منحطَّ نبود و همگان مىتوانستند از شهود ملكوت قدرت كه خداوند با كمال صراحت همه را مكلَّف به آن مىنمايد برخوردار گردند . * ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ( 1 ) ( آيا آنان در ملكوت آسمانها و زمين ننگريستهاند ) مانع شهود ملكوت قدرت خداوندى ، دشوارى و عظمت و پيچيدگى خود ملكوت الهى در جهان هستى نيست ، بلكه آنچه كه مانع اين شهود است خود بشر است كه با پستىگرائىها و خودپرستىهاى نابخردانه اش ، حتّى طبيعت را هم در نزد خدا شرمسار نموده است كه چنين موجودات پستى را در خود مىپروراند كه هرچه پيامبران عظام و اوصياء و اولياء و حكماء و هستىشناسان به آنان فرياد مىزنند كه اى نابكاران ، اگر چه براى يك بار هم شده به بالا هم بنگريد و در باره شكوه هستى كمى بينديشيد ، اثرى در آنان نمىبخشد . اساسىترين كارى كه براى شهود ملكوت خداوندى در عالم هستى بايد انجام بگيرد ، تصفيه و تهذيب درون از هر گونه پرستشها و آلودگىها مىباشد . در باره ملكوت هستى مباحثى در مجلَّدات گذشته آمده است ، مراجعه فرمائيد .
--> ( 1 ) . الأعراف آيهء 185 .