محمد تقي جعفري

8

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مثل اينان مثل كودكان است كه با ديدن شعلهء آتش ذوق و هيجانها دارند ولى دود و خاكسترى را كه آن شعله‌ها از خود بجاى خواهند گذاشت نمىبينند - آتشش پنهان و ذوقش آشكار دور او ظاهر شود پايان كار از اين دنيا پرستان بى خبر از دنيا كه به تحقير و توهين و افساد خويشتن تن دادند و رفتند . عبرت بگيريد و اين گونه به ارزان فروشى جوهر گرانبهاى وجود خود دلخوش نباشيد . شما اگر اندكى بينديشيد و به خود بيائيد ، قطعا خود را مخاطب قرار داده خواهيد گفت : بيقدريم نگر كه به هيچم خريد و من شرمنده‌ام هنوز خريدار خويش را 6 ، 8 - إذا دعوتكم إلى جهاد عدوّكم دارت أعينكم كأنّكم من الموت في غمرة و من الذّهول في سكرة ( 1 ) ( هنگامى كه شما را به جهاد دشمنانتان مىخوانم ، چشمانتان از اضطراب به جولان مىفتد ، گوئى در سكرات مرگ غوطه مىخوريد و در مستى ناهشيارى فرو رفته‌ايد ) . شگفتا ، هنگامى كه سخن از جهاد حيات بخش بميان مىآورم ، در سكرات موت مىافتيد اين اضطراب و نگرانى در بارهء چيست چرا حالت تشويش هنگام مرگ بشما دست مىدهد آخر اضطراب و نگرانى براى حفظ منطقهء ممنوع الورود حيات چه معنى دارد تشويش و ترس در نگهبانى حقوق جان يعنى چه

--> ( 1 ) در اين جمله اقتباسى از آيهء قرآنى فرموده است . آيه چنين است : * ( أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْه ) * ( هنگامى كه هراس جنگ با دشمن پيش مىآيد ، آنانرا مىبينى كه بر تو مىنگرند ، مانند كسى كه مرگ بسراغش آمده باشد ، چشمانشان به دوران پر اضطراب مىفتد ) . الاحزاب آيهء 19