محمد تقي جعفري
81
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
8 - * ( وَإِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ الله أَنَّى يُؤْفَكُونَ ) * ( 1 ) ( و هنگامى كه آنها را مىبينى اجسام آنان را به شگفتى وامىدارد و اگر آنان سخن بگويند . بسخن آنان گوش فرا مىدهى ، گوئى آنان چوبهاى خشك و نصب شدهاند ، هر فريادى را كه متوجه آنان شود گمان ميكنند : دشمن است ، از آنان احتياط و پرهيز كن ، خدا آنانرا بكشد . تا كجا به زورگوئى و تباهى ادامه خواهند داد ) . نتيجهء آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است در آيات مورد بحث چند نوع از دخالت قطب ذاتى در ارتباط با واقعيات بيان شده است : نوع يكم - دخالت معلومات رسمى انسان در بارهء پديدههاى معمولى كه الگوها و جهت خاصى براى انسان تعيين ميكنند و در نتيجه در پديدههاى استثنائى همان معلومات آن پديدهها را مطابق واقعيت نشان نمىدهند ( آيه شمارهء 1 و 2 و 6 ) در آيهء ( 1 ) باز بودن چشمان اصحاب كهف و برخى حركات غير اختيارى آنان ، نمايش زندگى مىداد در صورتى كه آنان بخواب رفته بودند . نوع دوم - دخالت فعاليتهاى باريك و دقيق روانى در نمودهايى از وسايل طبيعت كه موجب دگرگونى و تصرف در درك و مشاعر بيننده بوجود مىآورد ، مانند سحر و جادو ( آيهء شمارهء 3 ) . نوع سوم - دخالت تمايلات و آرمانها در كردار و انديشه كه آنها را مطلوب واقعى نشان مىدهد . تمايلات و آرمانهاى قدرت محورى و خودپرستانهء ستمكاران همهء كارها و تفكرات آنها را رنگآميزى مىنمايد ، آنان همهء كارها و تفكرات خود را منطقى و شايسته تلقى ميكنند . حتى در صدد فلسفه بافى
--> ( 1 ) المنافقون آيهء 4 .