محمد تقي جعفري
65
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
* ( قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ ) * ( 1 ) ( به آنان بگو : هر اجر و مزدى كه بخواهم ، به سود خود شما است ) . نتيجهء دوم - در تاريخ طولانى بشرى ، اشخاصى فراوان پيدا شده و ادعاى ارتباط وحى با خدا و رسالتى از طرف او بر جامعهء خود يا بر جوامع بشرى به راه انداختهاند ، در صورتى كه ادعاى آنان دروغ و افتراى محض بوده است ، اينان ستمكارترين مردم بودهاند . ( آيهء شماره 3 ) چرا ستمكارترين مردم بودهاند بسيار روشن است ، زيرا اين افترا زنندگان با يك ادعاى دروغين ، عظمت و جلال خداوندى را كوچك جلوه دادهاند و از اين راه اساسىترين ارزش هستى انسانها را پايمال نمودهاند و آن موجود برين را وسيلهء خودنمائيها و خودكامگيهاى خود قرار دادهاند . بلى ، هيچ ترديدى نيست در اين كه ستمكار - ترين افراد بشرى كسانى هستند كه با نمايش دادن حق و حقيقت ، انسانها را از برخوردار شدن از حق و حقيقت محروم نموده از عاليترين وسيله وقيحترين هدف را استنتاج نمودهاند . نتيجهء سوم - چنان كه از آياتى چند مشاهده كرديم ، وحى در قرآن به دو معنى به كار رفته است : معناى يكم - وحى بمفهوم عمومى آن كه شامل هر گونه رسانيدن و القاء چيزى به درون كسى از جانداران و انسانها و فرشتگان مىگردد . رجوع شود ( به آيهء شمارهء 4 ) و آيهء 68 از سورهء النحل و آيه 12 از سورهء فصلت و آيهء 112 و 121 از سورهء الانعام . معناى دوم - القاء دستورات الهى به درون پيامبران . اين معنا براى وحى در آيات فراوانى از قرآن مجيد آمده است كه ما مقدارى از آنها را مورد بحث قرار دادهايم . نتيجهء چهارم آنچه كه بر پيامبر اسلام وحى شده است ، همانست كه
--> ( 1 ) سبأ 47