محمد تقي جعفري
54
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ايمان به مجهول مطلق نيست . اعتقاد به وجود من يا « خود » يا « شخصيت » يا « روح » كه لمس كردنى نيست ، اعتقاد بيك مجهول مطلق نيست ، ما همهء اينها را مىشناسيم و در سرتاسر زندگى با اين حقايق سر و كار داريم . قسمت اعظم علوم انسانى ما را همين حقايق تشكيل مىدهند . حتى خداوند كه بيك معنى غيب الغيوب است مورد دريافت و گرايش اكثريت قريب به اتفاق بشريت است . آستين بر روى و نقشى در ميان افكنده اى خويشتن تنها و شورى در جهان افكنده اى خود نهان چون غنچه و آشوب استيلاى عشق در نهاد بلبل فرياد خوان افكنده اى هيچ نقاشى نمىبيند كه نقشى بركشد و آنكه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده اى همه هشيارانى كه اندك اطلاعى از تاريخ دارند ، مىدانند كه با ارزشترين بلكه بيشترين قربانيان جانباز سرتاسر تاريخ بشرى شهداى حقايق غيبى هستند ، مانند عدالت و آزادى و ارزشهاى عالى انسانى و رضاى خداوندى و كمال و غير ذلك . بنا بر اين تفسير كه در بارهء غيب نموديم ، درك اين مسئله كه ترديد و انكار حقايق غيبى ناشى از حساسيت ( آلرژى ) مىباشد ، كاملا روشن است . اين شكاكان و منكران بدون يك تفسير صحيح در بارهء غيب ، به تشويش خاطر دچار ميشوند و قسمتى از نيروها و استعدادهاى با ارزش مغز خود را راكد و خنثى مىنمايند . بهر حال ، اكنون به مفاد و نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است ، مىپردازيم : نتيجهء يكم آياتى چند در قرآن مجيد علم غيب را در انحصار خداوندى گوشزد مىكند مانند آيهء شمارهء ( 3 و 6 و 11 ) انحصار علم غيب به خدا با نظر به موضوع معلوم بر دو نوع تقسيم مىشود :