محمد تقي جعفري
42
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
برميداشتند . تعهد و تكليفى كه در درون خود احساس مىكردند ، نيرومندتر و مؤثرتر از آن بود كه نمودهاى زندگى آنان نشان مىداد . اين مختصات روانى ناشى از آن بينائى درونى بود كه واقعيات و بايستگيها و شايستگيها را بىپرده براى آنان نشان مىداد . نتيجهء سوم - اگر بخواهيم معناى واقعى بينائى به معناى بصيرت را درك كنيم بايد به آن بينائى كه در بارهء خود داريم ، توجه نمائيم ( آيهء شمارهء 5 ) اين آيه مىگويد : « انسان بر خود بينا است » هر انسانى كه از حالت ميعان طبيعى عبور كند و به آن رشد طبيعى برسد كه داراى خود گردد ، و اگر بتواند به همين رشد ادامه داده و به مرحلهء « خودآگاهى » نيز گام بگذارد ، قطعا به وضع خود بينا خواهد گشت . اين بينائى بوسيلهء حواس طبيعى و ميكرسكپ و تلسكپ و ديگر وسايل ديدن فيزيكى نيست موضوعى كه براى اين بينائى مطرح است ، اصلا نمود فيزيكى ندارد ، زيرا اين موضوع عبارتست از خود يا من يا شخصيت يا هر كلمه اى كه در بارهء آن مدير درونى به كار مىبريد . موضوعى كه براى اين بينائى برنهاده شده است ، نزديكترين واقعيات براى ما بوده و براى درك آن احتياجى به واسطه و دلال وجود ندارد . اين بينائى چون حالت بيطرفانه دارد ، واقعيت خود و مختصات آن را با روشنائى فوق روشنائى فيزيكى نشان مىدهد . آدمى با اين بينائى كه همراه با آزاديست ، درك مىكند كه عادل است يا ستمگر ، جوينده و پوينده است يا راكد و متوقف . گرايش به خيرات و كمالات دارد ، يا به غوطه خوردن در خودخواهىها و خودكامگىها ، از زندگى گذشته اش پشيمان است ، يا راضى . حقيقت را دوست دارد يا خود را . . . اينست آن بينائى كه قرآن اصرار مىورزد كه مردم آن را در همه شئون زندگى بدست بياورند . شناختهاى يقينى در مباحث « شناخت و ابعاد » در ص 303 و 304 در بارهء يقين از نظر