محمد تقي جعفري

30

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

با چشم لمس مىكنم ، چنان كه آن كسى كه در شب تاريك براى اولين بار از جنگل عبور مىكند ، هر يك از اجزاى آن را در مسير خود لمس مىكند ولى نمىبيند . اين كه مىگوئيم : روشن فكر ، روشندل و روشن ضمير ، اينها كلماتى بىمعنا يا فقط جنبهء تشبيهى ندارند ، بلكه بيان كنندهء واقعيتى هستند كه درك آنها براى كسانى كه واقعيتها را با حواسشان لمس مىكنند ، ولى در بارهء آنها هيچ نمىدانند امكان پذير نيست . آيات مربوط به بعد نورانى شناختها و بعد نورانى ارتباط با واقعيات در قرآن مجيد ، در موارد زيادى وارد شده است . از آن جمله : 1 - * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُه الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَه لَمْ يَجِدْه شَيْئاً وَوَجَدَ الله عِنْدَه فَوَفَّاه حِسابَه وَالله سَرِيعُ الْحِسابِ . أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه مَوْجٌ مِنْ فَوْقِه سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَه لَمْ يَكَدْ يَراها وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ الله لَه نُوراً فَما لَه مِنْ نُورٍ ) * ( 1 ) ( كسانى كه كفر ورزيده‌اند ، اعمال آنان مانند سرابى در دشت هموار است كه انسان تشنه آن را آب مىپندارد ، تا آن گاه كه به آن سراب برسد ، آن را چيزى نمىبيند و خدا را در آنجا مىيابد و خدا حساب او را در همان جا براى او انجام مىدهد و خداوند حسابگرى سريع است . يا مانند ظلماتى در دريايى بسيار انبوه است كه موجى بالاى موج آن را احاطه كند و روى آن موج ابرى باشد . ظلمتهايى رويهم كه اگر دستش را بيرون بياورد ، نمىتواند آن را ببيند و كسى كه خداوند نورى براى او عنايت نكند ، نورى براى او نيست . ) 2 - * ( الله وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ ) *

--> ( 1 ) النور آيهء 40 و 41 .