محمد تقي جعفري
292
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
بخش را از زبانش مىشنيدند كه : * ( فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ الله لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ ) * ( 1 ) ( اگر تندخو و سختدل باشى از اطراف تو پراكنده ميشوند از آنان در گذر و براى آنان استغفار كن و در امور با آنان بمشورت بپرداز ، هنگامى كه تصميم گرفتى بر خدا توكل كن ، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مىدارد ) . اين صدا ، صداى محمد ( ص ) بود اما آنان كه در راه بوجود آوردن حيات بهتر مىجنگيدند و آن يارانش كه بر ضد شر و پرستش بتها قيام كرده بودند و آنان كه در درون خود در بارهء پايمال شدن حقوق و كرامت انسانى در هنگام نبرد و دفاع از اصل پايدار انسانى با خويشتن گفتگوها داشتند ، اين سخنان زيبا و پرمعنا در دلهاى آنان رسوخ پيدا كرده بود كه : « در ميدان نبرد حيله گرى ضد انسانى به راه نيندازيد ، كسى را بزنجير نكشيد ، كودك و زن و كهنسال و كسى را كه در معبدى گوشه گيرى كرده است مكشيد ، نخلى را مسوزانيد ، درختى را مبريد و ساختمانى را ويران مكنيد » . اين صدا ، صداى محمد ( ص ) بود عرب اين صداى با كرامت را از فرزند عبد اللَّه گرفت و آن را در روى زمين گسترش داد ، تا آنجا كه همهء تاجداران و سلاطين را در آن صدا فرو برد و با همين صدا بود كه رابطهء ميان انسانها با يكديگر را و ميان انسان و روح كائنات را كه در پيامبر صحرا تجسم يافته و مربوط به خداوند بىهمتا بود ، محكم نمودند . سايهء محمد بن عبد اللَّه ( ص ) گسترش يافت و جهان آن دوران را
--> ( 1 ) سورهء آل عمران آيهء 129