محمد تقي جعفري
27
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
را كاملا ارزيابى مىكند ، توقع و انتظارش براى وصول به خواسته هايش در اين دنيا كه جايگاه تلاقى ماده و روح است ، از منطق عقلى تجاوز نمىكند . آشنائى او با طبيعت انسانها و پايدار نبودن موضعگيرىها و موقعيتهاى گوناگون ، راه بهتر زيستن را براى او مىآموزد . هنگامى كه يك انسان هدايت يافت ، يك عرفان مثبت زندگى او را به شكل قانون در مىآورد ، به اين معنى كه اگر از زندگى چنين شخصى قضايايى را بسازند ، آن قضايا به صورت قانون در مىآيد . از مختصات اساسى هدايت يكى هم اينست كه بداند : لا حَولَ وَلا قُوَّةَ الَّا بِاللَّه ( هيچ حركت و نيرويى به كار نمىفتد مگر با نظارت خداوندى و تحت سلطهء او ) : ازمّة الأمور طرّا بيده و الكلّ مستمدّة من مدده ملا هادى سبزوارى ( علل و شرايط و شئون همهء امور بطور كلى بدست خداونديست و استمداد همهء موجودات از مدد اوست ) . اين هدايت يافته در عين تلاش و پويندگى خستگىناپذير در زندگى ، در دريائى از آرامش توكل و تكيه بر خدا ، « حيات معقول » خود را تأمين مىنمايد . نتيجهء بيستم - وسائل هدايت تكوينى در اختيار خدا است نه در اختيار پيامبران ( آيهء شمارهء 24 ) آنچه كه وظيفهء پيامبران و موضوع تعهد رسالت رسولان است ، تبليغ و بيان حقايق و تفكيك رشد از گمراهى و برداشتن موانع هدايت از سر راه جامعه مىباشد . اما عوامل و وسايل تكوينى هدايت تكوينى از قدرت و عهدهء پيامبران خارج است . لذا گفته مىشود : معجزاتى كه پيامبران مىآورند ، براى اثبات صدق مدعا و در هم شكستن مقاومت منكران است ، نه براى بوجود آوردن هدايت در درون مردم . و چنان كه رشد و هدايت از ساختههاى مشيت الهى است ، همچنين وسايل طبيعى و روانى ( برون ذاتى و درون ذاتى ) رشد و هدايت نيز از او است .