محمد تقي جعفري

281

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تفسير عمومى خطبهء سى و سوم 4 ، 7 - دخلت على أمير المؤمنين بذى قار و هو يخصف نعله فقال لى : ما قيمة هذا النّعل فقلت لا قيمة لها . فقال عليه السّلام : و اللَّه لهى احبّ الىّ من امرتكم الَّا ان اقيم حقّا او ادفع باطلا ( عبد اللَّه بن عباس مىگويد : وارد شدم در ذى قار به أمير المؤمنين عليه السلام ( 1 ) در حالى كه كفشش را وصله ميكرد ، به من فرمود : ارزش اين كفش چيست گفتم : ارزشى ندارد . فرمود سوگند به خدا ، اين كفش در نزد من محبوبتر از زمامدارى بر شما است ، مگر اين كه حقى را برپا دارم يا باطلى را از بين ببرم ) . معادلهء زمامدارى بر چند كشور و يك جفت كفش كهنه و وصله خورده و برترى كفش كهنه بله ، اين هم يك منطق در برابر منطق نماهاى حيات بشرى . آيا در تاريخ طبيعى انسانها دهانى سراغ داريد از روى اعتقاد و ايمان راستين بگويد آيا گوشى سراغ داريد كه توانائى شنيدن چنين جمله اى را داشته باشد پاسخ

--> ( 1 ) ذى قار نام محلى است در نزديكى بصره