محمد تقي جعفري
271
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خداوندى را وسيلهء معصيت كارى خود قرار مىدهد ) . نابخردانى ديگر هستند كه تكاليف تأمين كنندهء ابديت را براى بدست آوردن اعتبارات دنيوى انجام مىدهند خطاكاريهاى اين نابخردان وقيحتر از گروه گذشته است كه گوهر وجود را بميدان مىآورند و خودشان هم مىدانند كه چه حقايق با ارزشى را به ديگران عرضه ميكنند ، ولى آنچه كه مىگيرند جز عناوين اعتبارى بىاساس دنيا و يا متاع قليلى كه ارزش و عظمت آن تكاليف انسانى را پوچ و تباه مىسازند ، چيز ديگرى نيست . اينان باضافهء اين كه خود فروشى رذل به راه مىاندازند ، فروغ الهى تكاليف و وظايف انسانساز را هم خاموش مىنمايند و ارزش آنها را تا حد تقابل با لذايذ حيوانى و اعتبارات پوچ دنيوى پايين مىآورند . و نمىدانند كه مرز حقيقى انسان و حيوان شناخت ارزش عظمت تكليف است كه انجام آن با هدفگيرى الهى سند واقعى ورود به ايام اللَّه براى لقاء اللَّه است . اين وقاحت موقعى چهرهء اصلى خود را نشان مىدهد كه با تكيه به پرده پوشى خداوندى ( ستار بودن خدا ) ارتكاب به معاصى را ناچيز مىشمارند اينان نمىدانند كه : هر هيئت و هر نقش كه شد محو كنون در مخزن روزگار ماند مخزون و نمىدانند كه اين جهان كوهست و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا جاى شگفتى است كه * ( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ الله يَرى ) * ( آيا اين انسان نمىداند كه خدا مىبيند ) . * ( وَوُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيه وَيَقُولُونَ يا ) * ( چه شأنى است براى اين كتاب كه هيچ كوچك و بزرگى را رها نكرده مگر اين كه آن را برشمرده و ثبت كرده است ) . با اين حال پرده پوشى خداوندى در بارهء اين نابكاران تا حديست كه منافاتى