محمد تقي جعفري

207

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از آلودگيهاى حيوانى و رذائل اخلاقى بوسيلهء تكاليف مقرره بوسيلهء پيامبران الهى و تسليم به دستورات سازندهء وجدان برين و تغيير دادن من مجازى به من حقيقى كه همهء حركات و سكنات عضوى و روانى آدمى را بعنوان عبادت بجريان مىاندازد . از آن هنگام كه آگاهى حقيقى به لزوم شركت در آهنگ كلى هستى بوجود مىآيد ، و ارادهء حركت براى اين شركت مىنمايد ، ورود به هدف اعلاى زندگى آغاز شده است ، نهايت اينست كه اين هدف يك حقيقت محدود نيست ، چنان كه شعاع عظمت ربوبى يك حقيقت محدود نمىباشد . پس از ورود به هدف زندگى ، همهء كارهاى عضلانى و مغزى و روانى آدمى عبادتهائى است كه در پيشگاه ربوبى تحقق مىپذيرد . بيل را كه براى شخم كردن زمين حركت مىدهد ، عبادت است ، فعاليتهايى كه در يك كارگاه ماشينى انجام مىدهد عبادت است . خم شدن به روى كتاب براى تحقيق و تحصيل واقعيات مربوط به انسان و جهان نوعى عبادتست . خم شدن و پژوهش در يك آزمايشگاه عبادت است ، ورود به اين هدف اعلاى زندگى يك نتيجهء بسيار با اهميتى را در بر دارد كه وصول به آن در انحصار اين هدف است و بس . آيه اى كه در قرآن مجيد اين عنصر « حيات معقول » را مطرح نموده است آيه 162 از سورهء الانعام است : * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) * ( حقا ، نماز و عبادات و حيات و موت من از آن خدا پروردگار عالميان است ) اين آيه با صراحت كاملا روشن چگونگى ورود انسان را به « هدف اعلاى زندگى » توضيح مىدهد كه آدمى با آگاهى به شركت در آهنگ كلى هستى چنان رابطه با خداوند ( كمال برين ) پيدا مىكند كه تمام لحظات عمرش در هر موقعيت مادى و معنوى در ارتباط با خدا است كه اشتياق روح آدمى به كمال بدون وصول به آن ارتباط با هيچ هدفى قابل اشباع نمىباشد . و مقصود از عبادت در آيه 56 از سورهء الذاريات * ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * ( و من جن و انس را نيافريده‌ام مگر براى اين كه به من عبادت