محمد تقي جعفري
180
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و با ناچيزترين حركت هواى عفونى ، كاه به حركت درميآيد و در روى آن قطرات بول شروع به حركت مىنمايد ، رضايتى كه اين مگس از گردش با آن كاه روى آن چند قطره بول دارد ، رضايتى شبيه به خشنودى آن كشتيبان بسيار ماهر و استاد دارد كه كشتى بزرگى را در سطح اقيانوس پهناورى ميراند و رو به ساحل براى عاليترين خدمات زندگى انسانها پيروزمندانه پيش مىرود . 2 - قورباغه هايى را تصور كنيد كه نزديك غروب آفتاب از بركهء محقر خود بيرون آمده چند قدمى در خشكى به اين سو و آن سو مىگردند و در تاريكى شب به همان بركهء محقر خود برميگردند و ناگهان عكس نقطههاى زرين را در سطح آب زلال آن بركه مىبينند ، با تعجب از يكديگر مىپرسند كه اين اشياء چيستند كه پس از رفتن ما از اين بركه ، آمده و جاى ما را اشغال كردهاند اينها بدون اجازهء ما وارد آشيانهء ما گشتهاند . ديگر قورباغهها هم سخن و پرخاش او را تصديق ميكنند و مىگويند : بيائيد دسته جمعى اين اشياء را از آشيانههاى خود برانيم ، همهء آنان خود را به بركه انداخته با دست و پاهاى كوچكشان بر آن نقطههاى زرين مىزنند از ضربههاى دست و پاى آنها موجهاى بسيار ناچيزى دگرگونيهائى در عكس آن نقطههاى زرين بوجود مىآورند . در نتيجه با احساس اين پيروزى چنان رضايت و خشنودى به آنها دست مىدهد كه براى يك انسان كه جهانى را بسازد . هيچ مىدانيد آن عكس نقطههاى زرين چه بوده است آن عكس كهكشان خط شيرى با آن همه اجرام و كرات و آفتابهاى سرسام آورش مىباشد . ( 1 ) 3 - رضايت كودكان در جنگ و صلح با يكديگر كه - بر خيالى صلحشان و جنگشان بر خيالى نامشان و ننگشان 4 - رضايت آن دباغ به هواى دباغخانه كه وقتى وارد بازار عطرفروشان گشت ، از ناراحتى بر زمين افتاد و هر كسى درد و ناراحتى او را بگونه اى توصيف و معالجهء آن را پيشنهاد ميكرد ، تا شخص هشيارى پرسيد كار اين شخص
--> ( 1 ) اين مثال از ايليا ابو ماضى شاعر معروف لبنانى است .