محمد تقي جعفري
178
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
و سستىها و صرف عمر است در گلاويزى بىنتيجه با هر چه كه آن را مزاحم خود مىبيند . اين رضايت كجا و « حيات معقول » كجا كه مىگويد : تساوى دو روز انسان از نظر رشد و پيشرفت انسانى خسارتست 4 - رضايت ناشى از احساس لذت از حيات طبيعى محض پيروان آگاه و ناآگاه اپيكور با تفسير حيات به « بهره بردارى از لذايذ هر چه بيشتر و فرار از ناگواريها و آلام هر اندازه كه امكانپذير است » رضايت را در همين تفسير و توجيه مىدانند . اولين خسارتى كه دامنگير اين جويندگان رضايت است ، جهل مهلك و نابخردانه ايست كه انسان را موجودى در خلاء محض فرض ميكنند و گمان مىبرند لذايذ و آلام يك انسان ناگهان از زمين مىرويد يا ناگهان از آسمان فروميريزد و نمىفهمند كه اغلب لذايذ شخصى لذت پرستان بر بنياد دردها و شكنجهها و ناگوارى ديگران استوار مىشود و بقول ناصر خسرو : اغلب چنين است كه : ده تن از تو زرد رو و بينوا خسبد همى تا بگلگون مى ، تو روى خويش را گلگون كنى اينان پستتر از آنند كه بفهمند عظمت و ارزش اشتراك در غم و اندوه انسانها با امكان فرار شخصى از آنها و فقط براى احساس وحدت در حيات كه جلوه گاه مشيت الهى است ، با عظمتتر از خم شدن به روى خويشتن و خارش دادن خود براى احساس لذت مىباشد . رضايت به احساس لذت شخصى كه اساسىترين مختص حيات طبيعى است ، نفوذ ناپذيرترين سد است كه ميان انسان و « حيات معقول » بوجود مىآيد . اى كاش اپيكور به همان نظريهء اتمى خود در بارهء اجزاء بنيادين اجسام طبيعى قناعت ميكرد و جلو حركت بشرى را با ارائهء هدونيسم ( كيش لذت پرستى ) نمىگرفت .