محمد تقي جعفري
159
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مانند دوركيم با اعتقاد به اصالت اجتماع ، راه افراط را پيش گرفته و اين حقيقت را مورد توجه قرار ندادند كه گرههاى لا ينحل رابطهء فرد و اجتماع ناشى از همين افراط گريها است كه خود مسائل اجتماعى را هم با مشكلات عميق مواجه مىسازند . اين متفكران مىبايست بهتر از همه بدانند كه زندگى اجتماعى با اصول و قوانينى كه براى خود بطور جبر وضع نموده و آنها را به اجرا در مىآورد ، كارى با آن بايستگىها و شايستگىهائى كه آدمى را موفق به تفسير معقول حيات شخصى خود نمايد ، ندارد . فرياد « انسانها همه برادر و برابرند » در قرنهاى اخير در همهء فضاى جوامع طنين انداز شده و از ترس اين كه گويندگان اين شعار متهم به « اخلاق گرايى » نشوند ، از ضميمه كردن اين جمله « و همواره بايد براى بدست آوردن فضيلت و وجدان آزاد بكوشد » امتناع مىورزند . اكنون بايد ديد اعتقاد به اصالت افراطى زندگى اجتماعى از يك طرف و احساس بىاساس ناتوانى مردم معمولى از تعديل غرايز طبيعى در راه تقويت تعقل و وجدان كمال جو ، چه نتايجى را در گذرگاه قرون و اعصار ببار آورده است . بررسى اين نتايج مقدمهء دوم ما است . نيز با نظر به اين نتايج ادعاى اين كه بشر ، بطور مستمر و دائمى گام در تكامل عقلانى مىگذارد ، حتما بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد . ( 1 ) مقدمهء دوم - ادعاى تكامل عقلانى با حركت در تاريخ طبيعى محض بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد آيا با نظر همه جانبه به سرگذشت بشر و مسائلى كه تاكنون با آن روبرو بوده است ، با ادعاى تكامل عقلانى سازگار است ، يا اين كه ادعاى فوق شعارى است كه براى تسليت به انسانهاى كمال جو و عاشق رشد كه با در هم پيچيدگى
--> ( 1 ) روشن است كه بحث ما در بارهء تكامل عقلانى و تجديد نظر در اين نوع از تكامل است ، نه تكامل بيولوژيك و فيزيولوژيك كه خود داستان مفصلى است .