محمد تقي جعفري

128

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

باشند ، محال است كه انسانهاى آن جامعه بتوانند خود را از جاذبيت قدرت محورى و قدرتپرستى نجات بدهند . . . اين رابطهء مستقيم ميان پيشرو و پيرو يك رابطهء طبيعى است كه اوراق معتبر تاريخ بهترين شاهد آن است . البته سدشكنىها و سرپيچىهاى مردم جوامع از پذيرش پيشروان نامطلوب با داشتن امكانات مناسب ، سنتى است تاريخى كه الملك يدوم مع الكفر و لا يدوم مع الظَّلم ( 1 ) ( ملك و زمامدارى ممكن است با كفر دوام پيدا كند ولى دوام ملك و زمامدارى با ظلم امكان پذير نيست ) . ولى بايد در اين مسئله دقت بيشترى كرد كه بنيان گذاران سدشكنى و سرپيچى و قيام و انقلاب ، نخست يك فرد يا افراد كاملا معدودى هستند كه مىتوانند بوسيله تفكرات منطقى و قدرت تحريك جمعيتها و آگاه ساختن آنان ، مردم جامعه را به حركت و تكاپو در راه قيام و انقلاب وادار نمايند . با وجود اين سنت جاريه در تاريخ جوامع ، تاثرپذيرى مردم جوامع تمام شدنى نيست ، بلكه هر قيام و انقلابى سردمداران و پيشروانى را عرضه نموده و مردم معمولى جامعه را تحت تاثير آنان قرار خواهد داد . سنت يا پديدهء تاثر از زمامداران و نظام سياسى و اجتماعى در يك جامعه ، از ديدگاه اسلام يك سنت يا يك پديده ضرورى و واجب الاحترام نيست ، بلكه بستگى به آن دارد كه طرز تفكرات و هدفگيريهاى زمامداران و مختصات و نتايج نظام سياسى و اجتماعى حاكم چيست . اسلام آنچه را كه براى انسانها مىخواهد چه در حالت فردى و چه در پهنهء زندگى اجتماعى « حيات معقول » است ، نه زمامدارى زمامداران هدف نهائى است و نه شخصيت افرادى كه متصدى رهبرى « حيات معقول » فرد و جامعه مىباشند . اسلام طاغوت و طاغوتى نمىخواهد ، چنان كه استضعاف و مستضعف را هم نمىخواهد ، اسلام انسانى را مىخواهد

--> ( 1 ) در بعضى از كتابها جملهء فوق بعنوان روايت نقل شده است ، اگر هم سند آن ثابت نشده باشد ، مضامين بعضى از آيات و احاديث ، مطابق مضمون جملهء فوق است ، حد اقل از اين جهت كه ملك و زمامدارى و نظام حكومتهاى ظالمانه پايدار نبوده و قطعا زوال و نابودى خود را در درون خود مىپروراند .