محمد تقي جعفري
11
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از تو بر طرف نمايد . بنا بر اين همان حكمت بالغه اى كه بوجود آمدن مخلوقات را باعث شده است ، همان حكمت موجب شده است كه آنها را از هر دو نوع هدايت برخوردار نمايد . هدايت تكوينى چنان كه در اول اين مبحث گفتيم عبارتست از بجريان انداختن اجزاء و روابط تكوينى طبيعت و انسان در مجراى قانونى خود كه نظم دقيق حاكم بر آن دو قلمرو آن را اثبات مىنمايد . نتيجهء دوم - معناى كلى هدايت عبارتست از به حركت در آوردن انسان در مسير هدفى كه شايستهء اوست . تحرك در اين مسير دو عامل دارد : عامل يكم - درك و تفكر و تعقل و هوش و اراده و اختيار در گزينش بهترين راهها و تنظيم هدفها و وسيلهها و ترتيب هدفهاى نسبى در راه وصول به هدف اعلاى « حيات معقول » . عامل دوم - تلاش و فعاليتهاى عضلانى است در تنظيم رابطهء انسان با طبيعت و همنوعان خود . اكثر آيات وارده در قرآن در بارهء هدايت ، اين معناى كلى را در بردارد . مثلا آيهء شمارهء يكم كه مىگويد : هدى للمتقين يعنى اين كتاب براى كسانى كه در صدد اصلاح خويشتن و خوددارى از فرورفتن در لجن شهوات و هوى پرستى و خودكامگىها برمىآيند ، وسيلهء هدايت است . يعنى اين قرآن درك و تفكر و تعقل و هوش و اختيار اين اشخاص را چنان تنظيم مىنمايد كه با بهترين وجه در راه وصول به « حيات معقول » به كار مىفتند . و همين قرآن اشخاص جوياى تقوى را از امتيازات فعاليتهاى عضلانى در مسير « حيات معقول » آگاه مىسازد و به آن فعاليتها تحريك مىنمايد . بنا بر اين موضوع هدايت در مسئلهء شناخت فوق العاده با اهميت بوده و مىتوان گفت : مبناى شناختهاى مفيد و اصيل بر هدايت استوار شده است . اگر ما نعمت هدايت پروردگارى را در مسئلهء شناخت و عمل در اين دنيا كنار بگذاريم شناختهاى ما هرگز از آشنائىهاى ناقص با مقدارى از پديدهاى جهان تجاوز