محمد تقي جعفري
117
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دانه اى در صيدگاه عشق بىرخصت مچين كز بهشت آدم بيك تقصير بيرون ميكنند قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن ظلماتست بترس از خطر گمراهى ايمان به اصول مزبور همواره خواستههاى زندگى طبيعى را به سود « حيات معقول » تعديل مىنمايد و از پافشارى و مقاومت در دفاع از نظر و عمل غير مربوط به « حيات معقول » كه تعصب ناميده مىشود ، جلوگيرى مىنمايد . كسى كه مطابق اصول مزبور معتقد است كه - يا سبو يا خم مىيا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود و معتقد است كه - اين جهان كوهست و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا مولوى و ميداند كه - از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد پيش از نشانه خيزد از دل فغان كمان را صائب تبريزى مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو حافظ و يقين دارد كه - * ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) * ( 1 ) ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است ) چنين انسانى چگونه مىتواند تعصب بورزد ، با اين كه ميداند در هر تعصبى حقيقت يا حقايقى را از خود و ديگران مىپوشاند . ايمان در مكتب اسلام نخستين
--> ( 1 ) المدثر آيهء 38 .