محمد تقي جعفري
111
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
رفته است ، هنگامى كه آب براى او فرو فرستاديم به جنبش و اهتزاز در مىآيد و روئيدنيهايش سر مىكشد و از هر جفت زيبائى روئيدنيها را مىروياند ) . 5 - * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ) * ( 1 ) ( ما انسان را در بهترين تركيب آفريديم ، سپس او را به پستترين مراحل زندگى حركت داديم . مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، براى آنان پاداشى است بدون منت ) در اين دو آيه پايان حيات انسان را جهل و خمودى گوشزد مىكند . البته اين جهل و خمودى يك پديدهء طبيعى است كه در نتيجهء فرسودگى اعصاب و سلولها و اعضاء و عضلات بوجود مىآيد . ولى از اين جريان نزولى نبايد چنين نتيجه گرفت كه پايان زندگى آدميان سقوط و نابوديست ، بلكه با نظر به دليل عقلى جاويد بودن روح و آيات فراوان و احاديث فوق تواتر كه بقاى روح را با اندوخته هايش اثبات مىكند . آياتى متعدد مىگويد : حتى باندازهء ذرهاى خير يا شر كه در اين دنيا از انسان سرميزند ، نتيجه اش را خواهد ديد . آياتى ديگر مىگويد : هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است . اين اندوختهها كه در تعيين سرنوشت نهائى روح تأثير كامل دارد ، شامل علم و معرفت و عمل و انديشه و همهء پديدههاى انسانى مىباشد . مثل انسان مثل درختى است كه از دوران نهال بودن حركت مىكند و به دوران بارورى مىرسد و سپس از كار مىفتد . ميوه هائى را كه درخت در دوران بارورى بوجود آورده است ، در حيات انسانها بوجود و يا اثر خود ادامه مىدهد ولى خود آن ابزار مستهلك مىگردد .
--> ( 1 ) التين آيهء 4 و 5 و 6