محمد تقي جعفري

6

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

محقق را مقلد كى توان گفت كه دانا تا به نادان فرق دارد آيا شناخت توصيفى عدالت ، تنها به همين اندازه كه عدالت عبارتست از « رفتار مطابق قانون » با شناختى كه مستند است به چشيدن طعم آيهء : * ( « وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا » ) * ( مشيت و فعاليت خداوندى در جهان هستى بر مبناى صدق و عدالت استوار است ) يكى است اين شناختى است كه على بن ابي طالب را در عشق و اجراى عدالت ، تا مرحلهء از دست دادن جان پيش برده است . مورخين مىگويند : على بن ابي طالب از سوء قصد ابن ملجم مرادى در بارهء او آگاه شده بود . ابن اثير در « الكامل فى التاريخ ج 3 ص 388 مىگويد : على بن ابي طالب گاهى كه ابن ملجم را مىديد ، اين شعر را مىخواند : اريد حياته و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد ( من براى او زندگى مىخواهم ، او مرگ مرا مىخواهد ، تو از اين دوست مرادى خود عذر اين سوء نيت را بيان كن ) يعنى به چه دليلى و چه عذرى در برابر نيت حيات بخش من ، تصميم به كشتن من گرفته است امير المؤمنين با اطلاع از تصميم خطرناك آن سر دستهء جنايتكاران تاريخ ، نه تنها اقدامى به كشتن وى ننموده است ، بلكه اندك ضررى به حقوق حيات ابن ملجم وارد نكرده است . اين رفتار ملكوتى كه از على بن ابي طالب ( ع ) در اين كرهء خاكى در بارهء زندگى شخصى خود صادر شده است ، مستند به قانون « ممنوعيت قصاص قبل از جنايت » مىباشد . بالاخره ابن ملجم به حيات امير المؤمنين آن هم غافلگيرانه پايان مىدهد . اين مثال را مورد دقت قرار بدهيد : آيا شناختى كه امير المؤمنين در بارهء عدالت داشته است كه حتى به تحريك اين معرفت عشق آفرين به درود زندگى گفته است ، يا شناخت توصيفى ابتدائى عدالت در قاموس هم مكتبان