محمد تقي جعفري

18

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

متنبى مىگويد : ا من ازديارك فى الدّجى الرّقباء إذ حيث كنت من الظَّلام ضياء ( رقيبان از ديدار تو در تاريكى بيمى ندارند ، زيرا تو در هر تاريكى كه بوده باشى ، روشنائى تو ترا مخفى نخواهد كرد ) . البته اقتباسهاى سعدى مانند بهره بردارى هگل از فلسفهء گذشتگان را نمىتوان با تقليدهاى عاميانه مقايسه كرد ، زيرا چه بسا كه سعدى در بيان مطلبى كه از متنبى گرفته است ، بسيار عميقتر و عالى تر از گفتهء متبنى آورده باشد ، چنان كه هگل از نظر تنظيم و بارور كردن شناختهاى فلسفى خود ) در موارد زيادى از گذشتگان عالىتر و مثمرتر عمل كرده است . البته چنان كه در كتاب « مولوى و جهانبينىها » متذكر شده‌ايم ، توافق دو يا چند متفكر در شناخت و معرفت دليل قطعى بر تقليد يكى از ديگرى نيست و بايستى اين گونه توافقها كه حتى ممكن است در دو انسان نزديك بهم از نظر محيط و چشم انداز موضوعات معرفتى بوجود مىآيد ، از تقليد جدا شود . اين توافق توارد افكار نيز ناميده مىشود . عنصر دوم - كسى كه پديدهء مطلوبى دارد و شايستهء پيروى از او در بارهء آن مطلوب مىباشد اصطلاح معمولى در بارهء اين گونه اشخاص كلمه « مقلد » با فتح لام است . اين گروه از مردم در هر موقعيتى كه باشند وضع بسيار حساسى دارند ، زيرا اينان نشان دهندهء واقع و توجيه كنندهء مغزهاى آدميان و تعيين كنندهء سرنوشت مردم پير و در بارهء آن موضوع مطلوبند كه مورد تقليد قرار مىگيرند و با نظر به دو پذيرش ضمنى تقليد كننده از تقليد شونده ( پذيرش اين كه تقليد شونده واقعيت را كاملا در اختيار دارد و پذيرش اين كه آن واقعيت را بدون كمترين آلودگى در اختيار تقليد كننده قرار مىدهد ) بعد مربوط به موضوع تقليد را در اختيار تقليد شونده قرار مىدهد . به همين جهت است كه در يك روايت معروف در بارهء شخصيت فقيهى كه مرجع تقليد قرار مىگيرد چنين آمده است :